خلاصه و ردهبندی سنی
12+
این متن شعری است که از طبیعت و عناصر آن مانند گلها، پرندگان، باد و باران برای بیان مفاهیم عشق، تازگی، صلح و عهد استفاده میکند. شاعر از طبیعت میخواهد تا جانها، باغها و کشتها را تازه کند و به عشق و وفا جان تازه ببخشد.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و نمادهای طبیعت نیاز به سطحی از بلوغ فکری و درک ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۱۹۶۱ - نوبهارا جان مایی، جانها را تازه کن
نوبَهارا جانِ مایی، جانها را تازه کُن
باغها را بِشْکُفان و کِشتها را تازه کُن ۱
گُلْ جَمال اَفْروختهست و مُرغْ قولْ آموختهست
بیصَبا جُنبش ندارند، هین صَبا را تازه کُن ۲
سَروْ سوسن را هَمیگوید، زبان را بَرگُشا
سُنْبُله با لاله میگوید وَفا را تازه کُن ۳
شُد چَنارانْ دَف زَنان و شُد صَنَوبرْ کَف زَنان
فاخته نَعْره زنان کو کو، عَطا را تازه کُن ۴
از گُلِ سوریْ قیام و از بنفشه بین رُکوع
بَرگِ رَز اَنْدَر سُجود آمد، صَلا را تازه کُن ۵
جُمله گُلها صُلْح جو و خارِ بَدخو، جنگ جو
خیز ای وامِق تو باری، عَهد عَذْرا تازه کُن ۶
رَعد گوید ابر آمد، مَشکها بر خاک ریخت
ای گُلِستان رو بِشو و دست و پا را تازه کُن ۷
نَرگس آمد سویِ بُلبُل، خُفته چَشمَک میزَند
کَنْدر آ، اَنْدَر نَوا، عشق و هوا را تازه کُن ۸
بُلبُل آن بِشْنید ازو و با گُلِ صدبَرگ گفت
گَر سَماعَت مَیل شُد، این بینَوا را تازه کُن ۹
سَبزپوشانِ خَضِرکِسْوه هَمیگویند، رو
چون شکوفه سِرِّ سِرِّ اولیا را تازه کُن ۱۰
وان سه بَرگ و آن سَمَن، وان یاسَمین گویند، نی
در خَموشی کیمیا بین، کیمیا را تازه کُن ۱۱
باغها را بِشْکُفان و کِشتها را تازه کُن ۱
گُلْ جَمال اَفْروختهست و مُرغْ قولْ آموختهست
بیصَبا جُنبش ندارند، هین صَبا را تازه کُن ۲
سَروْ سوسن را هَمیگوید، زبان را بَرگُشا
سُنْبُله با لاله میگوید وَفا را تازه کُن ۳
شُد چَنارانْ دَف زَنان و شُد صَنَوبرْ کَف زَنان
فاخته نَعْره زنان کو کو، عَطا را تازه کُن ۴
از گُلِ سوریْ قیام و از بنفشه بین رُکوع
بَرگِ رَز اَنْدَر سُجود آمد، صَلا را تازه کُن ۵
جُمله گُلها صُلْح جو و خارِ بَدخو، جنگ جو
خیز ای وامِق تو باری، عَهد عَذْرا تازه کُن ۶
رَعد گوید ابر آمد، مَشکها بر خاک ریخت
ای گُلِستان رو بِشو و دست و پا را تازه کُن ۷
نَرگس آمد سویِ بُلبُل، خُفته چَشمَک میزَند
کَنْدر آ، اَنْدَر نَوا، عشق و هوا را تازه کُن ۸
بُلبُل آن بِشْنید ازو و با گُلِ صدبَرگ گفت
گَر سَماعَت مَیل شُد، این بینَوا را تازه کُن ۹
سَبزپوشانِ خَضِرکِسْوه هَمیگویند، رو
چون شکوفه سِرِّ سِرِّ اولیا را تازه کُن ۱۰
وان سه بَرگ و آن سَمَن، وان یاسَمین گویند، نی
در خَموشی کیمیا بین، کیمیا را تازه کُن ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶۰ - آفتابا بار دیگر خانه را پر نور کن
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶۲ - یار خود را خواب دیدم، ای برادر دوش من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.