جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۴۳ - رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب
رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۷۳ - گرد محنت به طوف منزل ماست
گرد محنت به طوف منزل ماست میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۶۳ - هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد
هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۱۹ - زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۹ - نقاش رخت ز طعنها آسودست
نقاش رخت ز طعنها آسودست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۶۸ - ای دوست، حکایت نهان چیست؟
ای دوست، حکایت نهان چیست؟ اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۹۸ - بیا، بیا که ز مهرت به جان همی گردم
بیا، بیا که ز مهرت به جان همی گردم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳۴ - قومی بمنتهای ولایت رسیدهاند
قومی بمنتهای ولایت رسیدهاند کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴ - می آمد و می رفت پیاله بر ما
می آمد و می رفت پیاله بر ما اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۹۲ - مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت فردوسی : اندر ستایش سلطان محمود
اندر ستایش سلطان محمود
ز یزدان بران شاه باد آفرین میرزاده عشقی : غزلیات و قصاید
شمارهٔ ۳۰ - گل مولا
ایکه هر خواسته دل، ز فلک می خواهی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۸۲ - راست آزرده کی از زخم زبان می گردد؟
راست آزرده کی از زخم زبان می گردد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۱۵ - بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد سنایی غزنوی : الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
حکایت در این معنی
نه بپرسید از جحی حیزی مولوی : دفتر چهارم
بخش ۹۸ - تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف
خانه بَر کَن کَزْ عَقیقِ این یَمَن مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۵۴ - ستایش پادشاه
ملکا جهان ز عدل تو به نوبهار ماند یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۰۱ - به یکی از دوستان نگاشته
از زیارت نامه شیوا نگارت روان را آرامشی سهلان سنگ و جان را رامشی البرز درنگ خاست، چون آیه رحمتش تعویذ گردن و طوق پیراهن کردم آستان ستایش را بر سلامت پاک وجودت تهیه تحیت و سجود نمودم، که نصیحت دوست و فضیحت دشمن وجود بی هست و بودم را از نظر رحمت انداخته باشد و نقش محبتم را که نگاشته خامه صفا و حقیقت است و محضر قبول ارباب شریعت و اصحاب طریقت وسوسه لامذهبی چند پرداخته. پاک یزدان را سپاس که بنده مولا شناس رامکرر در خلوات و جلوات آزموده اند و در هستی و هوشیاری و خواب و بیداری با او بوده. اگر بی خبران و کوته نظران به قیاس آلودگی های خویش در حق این بنده و حضرت اندیشه دیگر سگالند، عصمت عشق و عفت حسن را چه زیان خواهد داشت و معاملات آمیزش و ارتباط ما را که سروا و سرود اغلب ابنای زمان است کدام نقصان خواهد خاست، بیت: عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۱۱۸ - ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد
ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد امیرعلیشیر نوایی : مقطعات
شماره ۱۵ - یا رب چه بناست اینکه باشد
یا رب چه بناست اینکه باشد
شماره ۱۴۳ - رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب
رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۷۳ - گرد محنت به طوف منزل ماست
گرد محنت به طوف منزل ماست میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۶۳ - هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد
هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۱۹ - زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۹ - نقاش رخت ز طعنها آسودست
نقاش رخت ز طعنها آسودست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۶۸ - ای دوست، حکایت نهان چیست؟
ای دوست، حکایت نهان چیست؟ اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۹۸ - بیا، بیا که ز مهرت به جان همی گردم
بیا، بیا که ز مهرت به جان همی گردم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳۴ - قومی بمنتهای ولایت رسیدهاند
قومی بمنتهای ولایت رسیدهاند کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴ - می آمد و می رفت پیاله بر ما
می آمد و می رفت پیاله بر ما اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۹۲ - مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت فردوسی : اندر ستایش سلطان محمود
اندر ستایش سلطان محمود
ز یزدان بران شاه باد آفرین میرزاده عشقی : غزلیات و قصاید
شمارهٔ ۳۰ - گل مولا
ایکه هر خواسته دل، ز فلک می خواهی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۸۲ - راست آزرده کی از زخم زبان می گردد؟
راست آزرده کی از زخم زبان می گردد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۱۵ - بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد سنایی غزنوی : الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
حکایت در این معنی
نه بپرسید از جحی حیزی مولوی : دفتر چهارم
بخش ۹۸ - تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف
خانه بَر کَن کَزْ عَقیقِ این یَمَن مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۵۴ - ستایش پادشاه
ملکا جهان ز عدل تو به نوبهار ماند یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۰۱ - به یکی از دوستان نگاشته
از زیارت نامه شیوا نگارت روان را آرامشی سهلان سنگ و جان را رامشی البرز درنگ خاست، چون آیه رحمتش تعویذ گردن و طوق پیراهن کردم آستان ستایش را بر سلامت پاک وجودت تهیه تحیت و سجود نمودم، که نصیحت دوست و فضیحت دشمن وجود بی هست و بودم را از نظر رحمت انداخته باشد و نقش محبتم را که نگاشته خامه صفا و حقیقت است و محضر قبول ارباب شریعت و اصحاب طریقت وسوسه لامذهبی چند پرداخته. پاک یزدان را سپاس که بنده مولا شناس رامکرر در خلوات و جلوات آزموده اند و در هستی و هوشیاری و خواب و بیداری با او بوده. اگر بی خبران و کوته نظران به قیاس آلودگی های خویش در حق این بنده و حضرت اندیشه دیگر سگالند، عصمت عشق و عفت حسن را چه زیان خواهد داشت و معاملات آمیزش و ارتباط ما را که سروا و سرود اغلب ابنای زمان است کدام نقصان خواهد خاست، بیت: عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۱۱۸ - ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد
ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد امیرعلیشیر نوایی : مقطعات
شماره ۱۵ - یا رب چه بناست اینکه باشد
یا رب چه بناست اینکه باشد