خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به عشق الهی و تأثیر آن بر روح و جان انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق به خداوند باعث رهایی از غمهای دنیوی و رسیدن به شادی و آرامش ابدی میشود. او تأکید میکند که تنها با عشق الهی است که انسان میتواند از دردها و رنجهای دنیا رها شود و به سعادت واقعی دست یابد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۹ - زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
عاشق رویت غم جان و جوانی کی خورد ۱
هر که خورد از جام دولت درد دردت قطرهای
تا که جان دارد شراب شادمانی کی خورد ۲
جان چو باقی شد ز خورشید جمالت تا ابد
ذرهای اندوه این زندان فانی کی خورد ۳
گر فصیح عالمی باشد به پیش عشق تو
تا نه لال آید زلال جاودانی کی خورد ۴
دل که عشقت یافت بیرون آمد از بار دو کون
هر که سلطان شد قفای پاسبانی کی خورد ۵
هر کسی گوید شرابی خوردهام از دست دوست
پادشه با هر گدایی دوستگانی کی خورد ۶
جان ما چون نوشداروی یقین عشق خورد
با یقین عشق ز هر بد گمانی کی خورد ۷
چون دل عطار در عشقت غم صد جان نخورد
پس غم این تنگ جای استخوانی کی خورد ۸
عاشق رویت غم جان و جوانی کی خورد ۱
هر که خورد از جام دولت درد دردت قطرهای
تا که جان دارد شراب شادمانی کی خورد ۲
جان چو باقی شد ز خورشید جمالت تا ابد
ذرهای اندوه این زندان فانی کی خورد ۳
گر فصیح عالمی باشد به پیش عشق تو
تا نه لال آید زلال جاودانی کی خورد ۴
دل که عشقت یافت بیرون آمد از بار دو کون
هر که سلطان شد قفای پاسبانی کی خورد ۵
هر کسی گوید شرابی خوردهام از دست دوست
پادشه با هر گدایی دوستگانی کی خورد ۶
جان ما چون نوشداروی یقین عشق خورد
با یقین عشق ز هر بد گمانی کی خورد ۷
چون دل عطار در عشقت غم صد جان نخورد
پس غم این تنگ جای استخوانی کی خورد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - خطی سبز از زنخدان می برآورد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - درد من هیچ دوا نپذیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.