این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و تأثیر خطی سبز که از چانه (زنخدان) فردی برمیآید، سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات زیبا، این خط را به عناصر طبیعی مانند گل، ریحان، سنبل، زمرد و مرجان تشبیه میکند و تأثیر عمیق آن را بر دل و جان خود توصیف میکند. همچنین، شاعر از تأثیر این خط بر ایمان و اسلام نیز سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مذهبی و عرفانی موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۲۱۸ - خطی سبز از زنخدان می برآورد
مرا از دل نه کز جان می برآورد ۱
خطش خوش خوان از آن آمد که بی کلک
مداد از لعل خندان می برآورد ۲
مداد اینجا چه باشد لوح سیمش
ز نقره خط خوشخوان می برآورد ۳
کدامین خط خطا رفت آنچه گفتم
مگر خار از گلستان می برآورد ۴
چنین باغی چه جای خار باشد
که از گلبرگ ریحان می برآورد ۵
چه میگویم که ریحان خادم اوست
که سنبل از نمکدان می برآورد ۶
چه جای سنبل تاریکروی است
که سبزه زآب حیوان می برآورد ۷
نبات اینجا چه ذوق آرد ولیکن
زمرد را ز مرجان می برآورد ۸
ز سبزه هیچ شیرینی نیاید
نبات از شکرستان می برآورد ۹
چه سنجد در چنین موضع زمرد
که مشک از ماه تابان می برآورد ۱۰
که داند تا به سرسبزی خط او
چه شیرینی ز دیوان می برآورد ۱۱
به خون در میکشد دامن جهانی
چو او سر از گریبان می برآورد ۱۲
خدایا داد من بستان ز خطش
که دل از جورش افغان می برآورد ۱۳
جهانی خلق را مانند عطار
ز اسلام و ز ایمان می برآورد ۱۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.