خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف تحولات درونی و بیرونی یک فرد میپردازد که از دین و آیین رسمی فاصله گرفته و به سمت رندی و قلندری روی آورده است. او از توبه و زهد دست کشیده و به کافری و رندی گرایش پیدا کرده است. در نهایت، او به دردی عمیق پی برده و به صفا و دلبری رسیده است. عطار نیز در این مسیر، به تلبیس و مکر روی آورده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند کافری، رندی و قلندری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۱۷ - دل دست به کافری بر آورد
دل دست به کافری بر آورد
وآیین قلندری بر آورد ۱
قرائی و تایبی نمیخواست
رندی و مقامری بر آورد ۲
دین و ره ایزدی رها کرد
کیش بت آزری بر آورد ۳
در کنج نفاق سر فرو برد
سالوس و سیه گری بر آورد ۴
از توبه و زهد توبهها کرد
مؤمن شد و کافری بر آورد ۵
تا دردی درد بیدلان خورد
صافی شد و دلبری بر آورد ۶
عطار چو بحث حال خود کرد
تلبیس و مزوری بر آورد ۷
وآیین قلندری بر آورد ۱
قرائی و تایبی نمیخواست
رندی و مقامری بر آورد ۲
دین و ره ایزدی رها کرد
کیش بت آزری بر آورد ۳
در کنج نفاق سر فرو برد
سالوس و سیه گری بر آورد ۴
از توبه و زهد توبهها کرد
مؤمن شد و کافری بر آورد ۵
تا دردی درد بیدلان خورد
صافی شد و دلبری بر آورد ۶
عطار چو بحث حال خود کرد
تلبیس و مزوری بر آورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۶ - چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸ - خطی سبز از زنخدان می برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.