هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان خود سخن میگوید. او از مستی و بیخودی ناشی از عشق، رهایی از عقل و پندارهای دنیوی، و اشتیاق به وصال معشوق الهی صحبت میکند. شاعر همچنین از درد و اندوه عشق و تأثیرات آن بر زندگی خود میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهای مانند مستی عشق و رهایی از عقل، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۱۶ - چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
دلم ز دست در افتاد و جان خروش بر آورد ۱
شراب عشق نخوردست هر که تا به قیامت
ز ذوق مستی عشقت دمی به هوش بر آورد ۲
بیار دردی اندوه و صاف عشق دلم را
که عقل پنبهٔ پندار خود ز گوش بر آورد ۳
بیار درد که معشوق من گرفت مرا مست
میان درد و به بازار درد نوش بر آورد ۴
فکند خرقه و زنار داد و مست و خرابم
به گرد شهر چو رندان می فروش بر آورد ۵
مرا به خلق نمود و برفت دل ز پی او
چنان نمود که از راه دیده جوش بر آورد ۶
به یک شراب که در حلق پیر قوم فرو ریخت
هزار نعره از آن پیر فوطهپوش بر آورد ۷
ز آرزوی رخ او دلم چنانست که بیزار
هزار آه ز شوق رخ نکوش بر آورد ۸
سخن چگونه نیوشم برو که خاطر عطار
مرا به عشق ز عقل سخن نیوش بر آورد ۹
دلم ز دست در افتاد و جان خروش بر آورد ۱
شراب عشق نخوردست هر که تا به قیامت
ز ذوق مستی عشقت دمی به هوش بر آورد ۲
بیار دردی اندوه و صاف عشق دلم را
که عقل پنبهٔ پندار خود ز گوش بر آورد ۳
بیار درد که معشوق من گرفت مرا مست
میان درد و به بازار درد نوش بر آورد ۴
فکند خرقه و زنار داد و مست و خرابم
به گرد شهر چو رندان می فروش بر آورد ۵
مرا به خلق نمود و برفت دل ز پی او
چنان نمود که از راه دیده جوش بر آورد ۶
به یک شراب که در حلق پیر قوم فرو ریخت
هزار نعره از آن پیر فوطهپوش بر آورد ۷
ز آرزوی رخ او دلم چنانست که بیزار
هزار آه ز شوق رخ نکوش بر آورد ۸
سخن چگونه نیوشم برو که خاطر عطار
مرا به عشق ز عقل سخن نیوش بر آورد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۵ - لوح چو سیمت خطی چو قیر بر آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷ - دل دست به کافری بر آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.