خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن از زبان جحی بیان میشود که از او درباره علی و عمر پرسیدهاند. او پاسخ میدهد که غم و نفرتی در دل ندارد و پرخوری او را از تعصب دور کرده است. او اشاره میکند که پرخوری باعث شده از نظر روحی و جسمی دچار مشکل شود و تأکید میکند که خوردن بیش از حد، سودی ندارد و انسانهای مرفه ممکن است از نظر معنوی فقیر باشند.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که برای درک بهتر، به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند تعصب، مهر و بغض، و مسائل معنوی برای کودکان قابل درک نیست.
حکایت در این معنی
نه بپرسید از جحی حیزی
کز علیّ و عُمر بگو چیزی ۱
گفت با وی جحی که اندُه چاشت
در دلم مهر و بغض کس نگذاشت ۲
شره لقمه آن چنانم کرد
کز تعصّب شدم به یک ره فرد ۳
مر مرا کار خورد و خفت آمد
با دلم اکل و شرب جفت آمد ۴
هرکه او بیش خورد بیش رید
نه چو لقمان ز لقمه بیش زید ۵
مرد با مال بییقین باشد
سیر خورده گرسنه دین باشد ۶
کز علیّ و عُمر بگو چیزی ۱
گفت با وی جحی که اندُه چاشت
در دلم مهر و بغض کس نگذاشت ۲
شره لقمه آن چنانم کرد
کز تعصّب شدم به یک ره فرد ۳
مر مرا کار خورد و خفت آمد
با دلم اکل و شرب جفت آمد ۴
هرکه او بیش خورد بیش رید
نه چو لقمان ز لقمه بیش زید ۵
مرد با مال بییقین باشد
سیر خورده گرسنه دین باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت در شجاعت و غیرت
گوهر بعدی:اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.