خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از دلسوختگی، اضطراب، و بیقراری عاشق مینویسد و با تصاویری مانند باغ آراسته، مرغ بسمل شده، و صحرای بلا، احساسات عمیق و دردناک عشق را به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم استفادهشده (مانند دلسوختگی و اضطراب) نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۶۳ - هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد
هر طرف از تو دل سوخته داغی دارد
چشم بد دور، چه آراسته باغی دارد ۱
تا دگر از که فریبی ز جنون خورده که باز
دل بر هم زده، آشفته دماغی دارد ۲
اضطراب طلب از بس که غلو کرد به دل
یک دم آرام کجا بهر سراغی دارد ۳
صید مژگان تو از زلف چه اندیشه کند
مرغ بسمل شده، از دام فراغی دارد ۴
بیکسی بین که به صحرای بلا چون میلی
کشته عشق، نظر بر ره زاغی دارد ۵
چشم بد دور، چه آراسته باغی دارد ۱
تا دگر از که فریبی ز جنون خورده که باز
دل بر هم زده، آشفته دماغی دارد ۲
اضطراب طلب از بس که غلو کرد به دل
یک دم آرام کجا بهر سراغی دارد ۳
صید مژگان تو از زلف چه اندیشه کند
مرغ بسمل شده، از دام فراغی دارد ۴
بیکسی بین که به صحرای بلا چون میلی
کشته عشق، نظر بر ره زاغی دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - بیمار غم از مردن، اندیشه بسی دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - جان فدای تو بوالهوس نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.