ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - حقوق همسایگان
بدان که همچنان که از برای پدر و مادر و خویشان و منسوبان حقی است همچنین از برای همسایگان نیز از جانب پروردگار، حق ثابتی است، که آن را «حق جوار» گویند و آن نزدیک به حق خویشان است و از برای همسایگان، علاوه بر حق برادری، حقوقی دیگر است که هر که کوتاهی کند گناهکار خواهد بود و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که «همسایگان، سه طایفه اند: همسایه ای است که او را یک حق است و همسایه ای است که او را دو حق است و همسایه ای است که او را سه حق است پس، آن که سه حق دارد، همسایه ای است که مسلمان باشد و خویش باشد، او را حق همسایگی و اسلام و حق خویشی است و آن که دو حق دارد، همسایه ای است که مسلمان باشد و خویش نباشد، و از برای او حق همسایگی و حق برادری است، که حق اسلام است و آن که یک حق دارد، همسایه ای است که کافر باشد، همین او را حق همسایگی است و بس» و نیز از آن حضرت مروی است که «نیکو همسایگی کن با همسایگان تا مسلمان باشی» و در حدیثی دیگر از آن سرور مروی است که «هر که ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید با همسایه خود اکرام کند» روزی به آن حضرت عرض شد که «فلان زن روزها روزه می گیرد و شبها به عبادت می گذارند و لیکن همسایگان خود را اذیت می رساند فرمود: او از اهل جهنم است» و از حضرت امیر علیه السلام مروی است که «حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نوشت میان مهاجر و انصار، و هر که ملحق به ایشان است از اهل یثرب، که همسایه آدمی مثل نفس اوست، که باید به او ضرر نرساند و حرمت همسایه بر همسایه مثل حرمت مادر است» و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که «نیکویی با همسایگان باعث زیادتی عمر و آبادی دیار می گردد» و فرمود که «از ما نیست کسی که نیکویی با همسایه نکند» و فرمود که «حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است که ایمان به من نیاورده است هر که سیر بخوابد و همسایه او گرسنه باشد» منقول است که «چون بعد از جدائی یعقوب از یوسف، بنیامین نیز از او جدا افتاد، فریاد برکشید که «پروردگارا مرا رحم نمی کنی، که چشم مرا گرفتی و مرا نابینا کردی و پسر مرا نیز گرفتی؟» خدا به او وحی فرستاد که «چرا در فلان روز گوسفندی کشتی و کباب کردن و خوردی و فلان شخص در همسایگی تو روزه بود به او چیزی ندادی؟» بعد از آن هر صبح و شام منادی یعقوب ندا می کرد که از منزل یعقوب تا یک فرسخ راه، هر که بخواهد نهار یا شام بخورد، به منزل یعقوب حاضر گردد» و مروی است که «در روز قیامت، همسایه فقیر چنگ زند بر دامن همسایه غنی، و گوید: پروردگارا از او بپرس که چرا در را بر روی من بست و احسان خود را از من منع نمود؟» چنان مدان که حق همسایه همین است که او را اذیت نرسانی، چون این تخصیص به همسایه ندارد، و این حقی است که از برای همه کس ثابت است بلکه باید علاوه بر این، با او به مهربانی و ملاطفت سلوک کرد و احسان خود را از او دریغ نداشت و آنچه به آن محتاج باشد و تو آن را مالک باشی از او مضایقه نکنی، و او را مانند شریک در مال خود بدانی و بر او سلام کنی و دراز نفسی با او نکنی و از مخفیات احوال او که می خواهد پوشیده باشد تفتیش نکنی و در مرض، او را عیادت کنی و در مصیبت به «تعزیت او حاضر شوی و در عزا با او همراهی کنی و در شادی، تهنیت او را نمائی و اگر به عیبی از او مطلع شوی بپوشانی و اگر از او خطایی سرزند عفو کنی و اگر خواهد بر دیوار خانه تو حملی کند مانع نشوی و اگر خواهد ناودانی به فضای خانه تو گذراد مضایقه نکنی و اگر خاکروبه بر در خانه تو بریزد، منع نفرمائی و از اسباب خانه، چون دیگ و ظروف و تبر و تیشه و نمک و آتش و امثال اینها، آنچه خواهد دریغ نداری و اگر خواهد از راهی که مختص تو است آمد و شد نماید، تنگ نگیری و چشم خود از اهل و عیال او نگاهداری و چون در خانه نباشد غافل از خانه او نشوی و با اولاد او لطف و مهربانی کنی و به آنچه مصلحت دین و دنیای او باشد، او را ارشاد نمائی و اگر از تو یاری خواهد او را یاری کنی و اگر قرض طلبد او را قرض دهی و بنای خانه خود را بدون اذن او بر او بلند نگردانی که هوای خانه او را حبس کند و چون از اطعمه لذیذه به خانه آوری، از برای او بفرستی، و اگر نفرستی پنهان کنی، تا اطفال او مطلع نشوند و خواهش داشته باشند و نتوانند و امثال اینها.
احمد شاملو : ابراهیم در آتش
شبانه
کلیدِ بزرگِ نقره
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۱۴ - دل در غم هجر، بی قراری هاکرد
دل در غم هجر، بی قراری هاکرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۳۲ - دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اند
دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اند
محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۵۴ - وله ایضا
ای شهسوار عرصه همت که می‌کشند
عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در بیان قوتهای معنی
کند تقریر اهل این معانی
میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۲۸ - شاهنشاهی زریر بزرگ و رفتن او به یونان
پس از وی زرکسیس کش پور بود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۹۲ - نه حبابم که شود زود ز جان سیر در آب
نه حبابم که شود زود ز جان سیر در آب
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۳۳ - تغزل
سنبل داری به گوشهٔ چمن اندر
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۳ - جهانیان دگر از جنک احتراز کنید
جهانیان دگر از جنک احتراز کنید
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۴۲۲ - خبر به آینه می‌گیرم از نفس هر دم
خبر به آینه می‌گیرم از نفس هر دم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۷۴۳ - عمر رفت و خار خارش در دل بیتاب ماند
عمر رفت و خار خارش در دل بیتاب ماند
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۱۷۰ - دلْ دارمه یکی وشنْ وشنْ چچیه
دلْ دارمه یکی وشنْ وشنْ چچیه
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۰ - چه غم از کشمکش ماست جهان گذران را؟
چه غم از کشمکش ماست جهان گذران را؟
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۸۴ - بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۷۵ - تا کی بود از غمت بلا بر دل من
تا کی بود از غمت بلا بر دل من
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۸۴ - چند منعم ز کوی یار کنید
چند منعم ز کوی یار کنید
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۴ - پی آن گیر کاین ره پیش بردست
پی آن گیر کاین ره پیش بردست
آرایه های ادبی : آرایه های لفظی
اشتقاق
استفاده از واژه های هم ریشه كه سبب می شود واج های آنها به یكدیگر نزدیك باشند آرایه اشتقاق نامیده می شود. مانند: دیده و دیدار - بینا و بینندگان - لطف و لطیفه. مثال: موج زخود "رفته" ای تند خرامید و گفت هستم اگر "می روم" گر "نروم" نیستم مثال: به "لطف" خال و خط از عارفان ربودی دل "لطیفه" های عجب زیر دام و دانه ی توست
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۵۳ - برگشت نگار و دل ز ما برد
برگشت نگار و دل ز ما برد