خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن دربارهی عشق و رنجهای آن است. شاعر بیان میکند که راه عشق با خرد و منطق قابل درک نیست و هر کس که وارد این راه میشود، با دشواریها و سرگردانیهای زیادی روبرو میشود. عشق گاهی باعث رنج و گاهی باعث شادی میشود، اما در نهایت، عاشق حاضر است همهچیز را فدا کند. همچنین، شاعر به ضعف انسان در برابر عشق و ناتوانی در درک کامل آن اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و فداکاری نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۵۴ - پی آن گیر کاین ره پیش بردست
پی آن گیر کاین ره پیش بردست
که راه عشق پی بردن نه خردست ۱
عدو جان خویش و خصم تن گشت
در اول گام هرکه این ره را سپردست ۲
کسی داند فراز و شیب این راه
که سرگردانی این راه بردست ۳
گهی از چشم خود خون میفشاندست
گهی از روی خود خون میستردست ۴
گرش هر روز صد جان میرسیدست
صد و یک جان به جانان میسپردست ۵
دلش را صد حیات زنده بودست
اگر آن نفس یک ساعت بمردست ۶
ز سندانی که بر سر میزنندش
قدم در عشق محکمتر فشردست ۷
کسی چون ذره گردد این هوا را
که دم اندر هوای خود شمردست ۸
بسا آتش که چون اینجا رسیدست
شدست آبی و همچون یخ فسردست ۹
بسا دریا کش پاکیزه گوهر
که اینجا قطرهای آبش ببردست ۱۰
مشو پیش صف ای نه مرد و نه زن
که خفتان تو اطلس نیست بردست ۱۱
مده خود را ز پری این تهی باد
که در جام تو نه صاف و نه دردست ۱۲
درین وادی دل وحشی عطار
ز حیرت جلفتر زان مرد کردست ۱۳
که راه عشق پی بردن نه خردست ۱
عدو جان خویش و خصم تن گشت
در اول گام هرکه این ره را سپردست ۲
کسی داند فراز و شیب این راه
که سرگردانی این راه بردست ۳
گهی از چشم خود خون میفشاندست
گهی از روی خود خون میستردست ۴
گرش هر روز صد جان میرسیدست
صد و یک جان به جانان میسپردست ۵
دلش را صد حیات زنده بودست
اگر آن نفس یک ساعت بمردست ۶
ز سندانی که بر سر میزنندش
قدم در عشق محکمتر فشردست ۷
کسی چون ذره گردد این هوا را
که دم اندر هوای خود شمردست ۸
بسا آتش که چون اینجا رسیدست
شدست آبی و همچون یخ فسردست ۹
بسا دریا کش پاکیزه گوهر
که اینجا قطرهای آبش ببردست ۱۰
مشو پیش صف ای نه مرد و نه زن
که خفتان تو اطلس نیست بردست ۱۱
مده خود را ز پری این تهی باد
که در جام تو نه صاف و نه دردست ۱۲
درین وادی دل وحشی عطار
ز حیرت جلفتر زان مرد کردست ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳ - دلی کز عشق جانان دردمند است
گوهر بعدی:غزل ۵۵ - زان پیش که بودها نبودست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.