صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۸۸ - نازک اندامی که عالم تشنه آغوش اوست
نازک اندامی که عالم تشنه آغوش اوست
احمد شاملو : ترانه‌های کوچک غربت
خطابه‌ی آسان، در اميد
به رامین شهروند
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۵۰۸ - ای وجودت مظهر لطف الهی
ای وجودت مظهر لطف الهی
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۰۴ - از گلستان گل به بازار آمده
از گلستان گل به بازار آمده
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۴ - پایه معراج سخن را بلند ساختن و سخن پایه معراج خواجه پرداختن
شبی کز شرف غیرت روز بود
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۳۰ - عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۸ - اشکم به خاک چهره سیلاب می کشد
اشکم به خاک چهره سیلاب می کشد
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۴ - گیرم ز مقربان درگاه شوی
گیرم ز مقربان درگاه شوی
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۷۷ - بر چرخ فتاده نور ایران ملکست
بر چرخ فتاده نور ایران ملکست
مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۱۴ - خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
خُنُک آن دَم که نِشینیم در ایوانْ من و تو
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۱ - ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۸ - در شکایت حسودان و منکران
بر جوش دلا که وقت جوش است
اسیری لاهیجی : ترجیعات
شماره ۱ - جنبش بحر عشق پیداشد
جنبش بحر عشق پیداشد
رشیدالدین میبدی : ۱۶- سورة النحل- مکیه‏
۹ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ» باصدق دل و عقد درست در توحید بوقت ضرورت و حالت اکراه، بر زبان کلمه کفر راندن زیان ندارد، و فسخ عهد دین نبود، از روى اشارت جوانمردان طریقت را و محققان ارادت را رخصتى است اگر گاه گاه بحکم ضرورت بشریّت در تحصیل معلوم بکوشند و باسباب باز نگرند، چون اندازه ضرورت در آن کوش دارند نه در صحّت ارادت ایشان قدح آرد، نه در قصد ایشان فترت افکند، اینست سرّ آن که پیغامبران مرسل با جلالت منزلت و کمال قربت ایشان حظوظ نفس دست بنداشته‏اند. موسى کلیم (ع) بمقام مکالمت و مناجات رسید و بر بساط انبساط نواخت: «وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی وَ لِتُصْنَعَ عَلى‏ عَیْنِی» یافت، با این همه قربت و زلفت طعام خواست گفت: «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» اى انّى جائع فاطعمنى طعام، خواستن فراموش نکرد که قوّت حال وى بآن جاى رسیده بود که آن خواستن مرو را هیچ زیان نکرد و در قصد وى فترت نیاورد، و اگر بجاى وى پیغامبران دیگر بودى که او را این قوّت مباسطت در مقام نبوّت نبودى مانا که در بیداء کبریا و عظمت حق چنان متلاشى گشتى که حظوظ دنیا و آخرت جمله فراموش کردى و از هیبت حضرت با سؤال نپرداختى، از اینجا گفت امیر المؤمنین على (ع): خیار هذه الامّة الّذین لا یشغلهم دنیاهم عن آخرتهم و لا آخرتهم عن دنیاهم. و این قوّت خاصیت انبیاء است، ربّ العزّه دل ایشان معدن این قوّت ساخته و ایشان را بآن مخصوص کرده، نبینى که مصطفى (ص) در بدایت کار همه اشتغال وى بحق بود، همه راز دل وى و اندیشه سینه وى با حق بود، و آرام و آسایش وى بذکر حق بود، و از کمال شوق و مهر و محبّت حق او را پرواى خلق نمى‏بود و طاقت مجالست اغیار نمى‏داشت و نه دل وى احتمال صحبت خلق مى‏کرد، تا ربّ العزّه او را فرمان داد که: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ» اى محمّد کار آن دارد و قوّت آن بود که در ظاهر با خلق مى‏باشى و سرّ خود هم چنان در حضرت مشاهدت مى‏دارى، نه آن مشاهدت نصیب خلق از تو باز دارد، نه صحبت خلق ترا از مشاهدت بگرداند، و فى معناه انشد:
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۵۳ - حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است
حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است
سوزنی سمرقندی : بخش دوم قطعات
شمارهٔ ۲۱ - یاد داری
یاد داری آنچه با . . . ون تو کردستم
سعدی : غزلیات
غزل ۴۴۰ - کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم
کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم
نسیمی : غزلیات
شماره ۴۷ - بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۵۹ - تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن
تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۰ - مجنون به من بی سر و پا می‌ماند
مجنون به من بی سر و پا می‌ماند