خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از رنج و تنهایی خود می‌گوید که ماه‌هاست در خانه‌ای تاریک و خراب به سر می‌برد و از بی‌خوابی و دل‌سوزی رنج می‌برد. او احساس می‌کند که هیچ‌کس دردش را درک نمی‌کند و به سخنانش پاسخ نمی‌دهد. با وجود این رنج‌ها، همچنان به زندگی ادامه می‌دهد، اما این وضعیت برایش غیرمنطقی و ناعادلانه به نظر می‌رسد.

متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و روان‌شناختی مانند تنهایی، رنج و ناامیدی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۲ - قرب یک ماه شد که در شب روز

قرب یک ماه شد که در شب روز
چشم من ماه و آفتاب ندید ۱

اندر آن خانه ام که در همه عمر
هیچ جغدی چنان خراب ندید ۲

ز آتش دل کباب شد جگرم
ز آتش دل کسی کباب ندید ۳

تا در این خانه ام ز بیداری
دیده من خیال خواب ندید ۴

کس حدیث مرا جواب نداد
کس خلاص مرا صواب ندید ۵

هیچ مومن چنین عتاب نیافت
هیچ کافر چنین عذاب ندید ۶

همچنان می خورم طعام و شراب
که کسی خواب دید و آب ندید ۷

هیچ مصلح چنین طعام نخورد
هیچ مفسد چنین شراب ندید ۸

بی خطا بر من این خطاب چراست
بی خطا کس چنین خطاب ندید ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: قطعه تعداد ابیات: ۹ ۳۵۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - اگر مروت و جود است در جهان موجود
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - رسید نوبت پیری و رفت برنایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.