امیر معزی : قصاید
شماره ۱۰۷ - ترکیکه دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد
ترکیکه دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۷۹ - جانا که به جای تو تواند بودن
جانا که به جای تو تواند بودن قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰۶ - مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۸ - ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۶ - ترا سزاست خدائی نه جسم را و نه جانرا
ترا سزاست خدائی نه جسم را و نه جانرا انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۴ - گر دست غم تو دامن من گیرد
گر دست غم تو دامن من گیرد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۵۸ - هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع
هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۶ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ خداوند شما اللَّه است الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ او که بیافرید آسمانها و زمینها را فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ در شش روز ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ پس مستوى شد بر عرش یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ در میکشد شب تاریک را در سر روز روشن یَطْلُبُهُ حَثِیثاً تا آن را مىجوید بشتاب وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ و آفتاب و ماه و ستارگان مُسَخَّراتٍ نرم کرده و روان بِأَمْرِهِ بفرمان خداى أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ آگاه باشید که او راست آفریده و فرمان در آفریده تَبارَکَ اللَّهُ برتر و بزرگوارتر، پاکتر و با بابرکتتر کسى اللَّه است رَبُّ الْعالَمِینَ (۵۴) خداوند جهانیان. طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۰۷ - بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۵۹ - ماه ما را آسمانی دیگر است،
ماه ما را آسمانی دیگر است، صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۷ - بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما
بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۱۳ - دیدن بهرام صورت هفت پیکر را در خورنق
شاه روزی رسیده بود ز دشت حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۳۰ - در تاریخ فوت فاضل بزرگ، شیخ عبدالله گیلانی(رحمهٔ الله علیه)
افسوس که صاحبدل دانا ز جهان رفت کسایی مروزی : ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت
شماره ۳۲ - عمر چگونه جهد از دست خلق
عمر چگونه جهد از دست خلق عطار نیشابوری : باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق
شماره ۲۱ - دردی که مرا در دل بی درمان است
دردی که مرا در دل بی درمان است سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۸۷ - ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس
ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۸۳ - چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم میکنم
چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم میکنم احمد شاملو : باغ آینه
شبگیر
برای ادیب خوانساری و سِحرِ صدایش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰۹ - آمد شد خود به کوی تو میبینم
آمد شد خود به کوی تو میبینم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۶۶ - رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
شماره ۱۰۷ - ترکیکه دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد
ترکیکه دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۷۹ - جانا که به جای تو تواند بودن
جانا که به جای تو تواند بودن قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰۶ - مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۸ - ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۶ - ترا سزاست خدائی نه جسم را و نه جانرا
ترا سزاست خدائی نه جسم را و نه جانرا انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۴ - گر دست غم تو دامن من گیرد
گر دست غم تو دامن من گیرد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۵۸ - هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع
هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۶ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ خداوند شما اللَّه است الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ او که بیافرید آسمانها و زمینها را فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ در شش روز ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ پس مستوى شد بر عرش یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ در میکشد شب تاریک را در سر روز روشن یَطْلُبُهُ حَثِیثاً تا آن را مىجوید بشتاب وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ و آفتاب و ماه و ستارگان مُسَخَّراتٍ نرم کرده و روان بِأَمْرِهِ بفرمان خداى أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ آگاه باشید که او راست آفریده و فرمان در آفریده تَبارَکَ اللَّهُ برتر و بزرگوارتر، پاکتر و با بابرکتتر کسى اللَّه است رَبُّ الْعالَمِینَ (۵۴) خداوند جهانیان. طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۰۷ - بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۵۹ - ماه ما را آسمانی دیگر است،
ماه ما را آسمانی دیگر است، صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۷ - بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما
بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۱۳ - دیدن بهرام صورت هفت پیکر را در خورنق
شاه روزی رسیده بود ز دشت حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۳۰ - در تاریخ فوت فاضل بزرگ، شیخ عبدالله گیلانی(رحمهٔ الله علیه)
افسوس که صاحبدل دانا ز جهان رفت کسایی مروزی : ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت
شماره ۳۲ - عمر چگونه جهد از دست خلق
عمر چگونه جهد از دست خلق عطار نیشابوری : باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق
شماره ۲۱ - دردی که مرا در دل بی درمان است
دردی که مرا در دل بی درمان است سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۸۷ - ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس
ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۸۳ - چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم میکنم
چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم میکنم احمد شاملو : باغ آینه
شبگیر
برای ادیب خوانساری و سِحرِ صدایش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰۹ - آمد شد خود به کوی تو میبینم
آمد شد خود به کوی تو میبینم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۶۶ - رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است