متن روایی است که در آن راوی داستانی نمادین از شکار یک حیوان وحشی (مانند روباه) را تعریف میکند و سپس به مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند معرفت، اراده، و ارتباط انسان با عالم معنا میپردازد. همچنین، انتقاداتی به برخی رفتارهای ظاهری و ریاکارانه در مسیر عرفان و دینداری مطرح شده است. در بخشهایی از متن، اشاراتی به معجزات پیامبران و تحول اشیاء در دست آنان وجود دارد. در نهایت، مقایسهای بین نمایشهای دنیوی و اعمال باطنی اهل الله صورت گرفته است.
متن دارای مفاهیم پیچیده عرفانی و فلسفی است و استفاده از نمادپردازیهای انتزاعی ممکن است برای مخاطبان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات انتقادی به رفتارهای دینی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
فصل سی و سوم - دیدمش بر صورت حیوان وحشی و علیه جلد الثعلب
کعبه باطاعتت خراباتست تا ترا بود با تو در ذاتست
الکافر بأکل فی سبعة امعاء و ذلک الجحش الذی اختاره الفراّش الجاهل یأکل فی سبعين معاءً و لواکل فی معاواحد لکان آکلا فی سبعين معاء لانّ کل شییء من. المبغوض مبغوض کما ان کل شیء من المحبوب محبوب و لو کان الفراّش هنهنا لدخلت علیه و نصحته ولااخرج من عنده حتی یطرده ویبعده لانه مفسد لدینه و قلبه و روحه و عقله ویالیت کان یحمله علی الفسادات غير هذا مثل شرب الخمر و القیان کان یصلح ذلک اذا اتصّلت بعنایات صاحب العنایة لکنهّ ملأ البیت من السجادات لیت یلفّ فیها و یحرق حتیّ یتخّلصّ الفراّش منه و من شرهّ لانّه یفسد اعتقاده عن صاحب العنایة و یهمزه قداّمه و هو یسکت و یهلک نفسه و قد اصطاده بالتسبیحات والاوراد و المصلیّات لعل یوما یفتح اللهّ عين الفراّش و یری ماخسره و بعده عن رحمة صاحب العنایة فیضرب عنقه بیده و یقول اهلکتنی حتّی اجتمع علی اوزاری و صور افعالی کما رأوا فی المکاشفات قبایح اعمالی و العقاید الفاسدة الطاغیة خلف ظهری فی زاویة البیت مجموعة و انا اکتمها من صاحب العنایة بنفسی و اجعلها خلف ظهری و هو یطلّع علی ما اخفیه عنه و یقول ایش تخفی فوالّذی نفسی بیده لودعوت تلک الصور الخبیثة یتقدموا الی واحد واحد رأی العين و یکشف نفسها و یخبر عن حالها و عمایکتم فیها خلصّ اللهّ المظلومين من مثل هولاء القاطعين الصّادیّن عن سبیل اللّه بطریق التعبّد الملوک یلعبون بالصولجان فی المیدان ليری اهل المدینة الذین هم لایقدرون ان یحضروا الملحمة و القتال تمثالا لمبارزة المبارزین و قطع رؤس الاعداء ودحرجتها تدحرج الاکرة فی المیدان و طرادهم و کرهّم و فرهّم فهذااللعب فی المیدان کالاسطرلاب للجدّ الذی هو فی القتال و کذلک الصلوة و السماع لاهل اللهّ اراءة للناظرین ما یفعلون فی السّر من موافقة لاوامراللهّ ونواهیه المختصةّ بهم و المغنی فی السمّاع کالامام فی الصلّوة والقوم یتعبونه ان غنیّ ثقیلا رقصوا ثقیلا و ان غنیّ خفیفا رقصوا خفیفا تمثالالمتابعتهم فی الباطن لمنادی الامر و النهّی.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.