خاقانی : قطعات
شماره ۳۲۶ - اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی
اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی
رشیدالدین میبدی : ۴۹- سورة الحجرات‏
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: بسم اللَّه الرحمن الرحیم، جعفر صادق را پرسیدند از معنى بسم گفت اسم از سمة است و سمت داغ بود. چون بنده گوید بسم اللَّه، معنى آنست که داغ بندگى حق بر خود میکشم تا از کسان او باشم. هر سلطانى که بود مرکب خاص خویش بسمت خویش دارد، آن را داغى مشهور بر نهد، تا طمع دیگران از وى بریده گردد، هر مرکبى که داغ سلطان دارد از دست نشست دیگران آسوده بود، عزیز و مصون مکرم و محترم بود، باز هر مرکبى که داغ سلطان ندارد پیوسته ذلول و ذلیل بود. در آسیب کوفت و کوب دیگران بود. مثال بندگان خداوند جل جلاله همین است: داغ الهى بر خواص اهل اخلاص، گفتار بسم اللَّه است، هر که این داغ دارد در حمایت جلال است و در رعایت جمال و در خلعت قبول و اقبال، و هر که این داغ ندارد اسیر کسیر است و رنجور و مهجور، ظاهر او سحره دست سلاطین و باطن او پاى سپرده مرده شیاطین. پس جهد کن، اى جوانمرد تا داغ عبودیت حق بر سر خود کشى تا سعید هر دو سراى گردى و چندان که توانى بکوش تا خویشتن را در کسى از کسان او بندى تا عزیز هر دو جهان گردى.
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰ - گر خسته دل مرا بر آری حاجت
گر خسته دل مرا بر آری حاجت
خاقانی : قطعات
شماره ۳۱۸ - کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱ - ساقت که بآرزو پرستند او را
ساقت که بآرزو پرستند او را
خاقانی : قطعات
شماره ۳۱۶ - سر انگشت می‌رزد بی‌بی
سر انگشت می‌رزد بی‌بی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹ - آنها که فلک وفا نداد ایشان را
آنها که فلک وفا نداد ایشان را
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار
اهل دلی ز اهل روزگار نیابی
خاقانی : قطعات
شماره ۳۱۲ - پسر، خاندان را بود خانه‌دار
پسر، خاندان را بود خانه‌دار
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۶۰ - بازم لباس صبر به صد پاره کرده ای
بازم لباس صبر به صد پاره کرده ای
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۹ - آخر چه شد که راه جفا برگرفته یی
آخر چه شد که راه جفا برگرفته یی
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۵ - یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
خاقانی : قطعات
شماره ۲۹۲ - لوریی گفت مرا در عرفات
لوریی گفت مرا در عرفات
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۳ - خون دل از دو دیده به دامن همی کشم
خون دل از دو دیده به دامن همی کشم
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۸۶ - بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم
بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر پندار رازی
زین کلک من که سحر طرازی است راستین
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۱ - جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟
جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۲۸۹ - در هجو
قسم تو ریاست از ریاست
ملا احمد نراقی : باب چهارم
کیفیت محاسبه نفس
مخفی نماند که کیفیت محاسبه نفس، آن است که در وقتی که آخر روز معین کرده بنشیند و نفس خود را مصور سازد و ابتدا محاسبه واجبات را از آن بجوید پس اگر همه آنها را درست بجا آورده باشد او را دعا کند و شکر خدا به جا آورد و او را ترغیب بر مثل آن نماید و اگر چیزی از آنها را ترک نموده باشد از او قضای آن را مطالبه کند و به وعده او فریب نخورد که بسیار بد حساب است و باید دفعه او را بر قضا بدارد و اگر نقصانی در آداب و شرایط آنها باشد تدارک آن را به نافله و امثال آن بکند و بعد از آن، حساب معاصی آن را برسد که اگر معصیتی مرتکب نشده باشد شکر خدا را کند و اگر مرتکب شده باشد در مقام نکوهش و عتاب نفس برآید و آن را به عذاب افکند و زجر کند و تلافی آن را از آن مطالبه کند و همچنان که در حساب دنیا دقت می کند و از حبه و دینار و قیراط و نقیر و قطمیر، تفتیش می نماید و باریک می شود که مغبون نگردد همچنین باید دقت و تفتیش کند از افعال نفس، و بر آن تنگ بگیرد و از حیله و مکر آن احتیاط کند، زیرا که آن مکاره ای است که خدعه می کند و مشتبه می نماید پس باید جواب صحیح از جمیع کردار و گفتار آن مطالبه کند و خود به حساب خود برسد پیش از آنکه در صحرای قیامت دیگری به حساب او برسد و باید هیچ چیز را مهمل نگذارد و حساب جمیع آنچه گفته و کرده و دیده و شنیده از نگاه کردن و نشستن و برخاستن و خوردن و خوابیدن و آشامیدن، حتی از سکوت آن سوال کند، که چرا ساکت شد، و از افکار و خواطر قلبیه و صفات و اخلاق پس اگر از عهده جواب جمیع برآمد به نحوی که از حق تجاوز نکرده باشد و چیزی از واجبات را ترک نکرده باشد و مرتکب معصیتی نشده باشد، از حساب آن روز فارغ است و هیچ چیز باقی ندارد و اگر در چیزی کوتاهی کرده و از جواب صحیح آن عاجز ماند، آن را در دل خود ثبت نماید همچنان که تاجر باقی شریک را در دفتر حساب خود ثبت می کند و بعد از ثبت آن، در مقام معاتبه و مطالبه غرامت آن برآید.
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۱۱ - جان که در عالم خود او را داشتم
جان که در عالم خود او را داشتم