نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۶۸ - روز ازلم بود به نابود نهفتند
روز ازلم بود به نابود نهفتند
عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۸ - معشوقه نه سر،‌نه سروری میخواهد
معشوقه نه سر،‌نه سروری میخواهد
میرزاده عشقی : غزلیات و قصاید
شمارهٔ ۲۵ - زبان سرخ
مگو که غنچه چرا چاکچاک و دل خون است؟
عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت خسروی که سگ تازی خود را رها کرد
خسروی می‌رفت در دشت شکار
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۲۴ - لب خموش و زبان گزیده ای دارم
لب خموش و زبان گزیده ای دارم
صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۵۰ - تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
تنک بر جان در گلو راه نفس کی می‌شود
سعیدا : غزلیات
شماره ۷۹ - حلب شهر و نعیما شهریار است
حلب شهر و نعیما شهریار است
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۱۱۰ - گر من زگنه توبه کنم بسیاری
گر من زگنه توبه کنم بسیاری
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۱۷ - پا بر سر خم نهاده مستان
پا بر سر خم نهاده مستان
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۲ - نظر بغیر نباشد اسیر بند ترا
نظر بغیر نباشد اسیر بند ترا
مفاتیح الجنان : زیارات جامعه
زیارت پنجم جامعه (زیارت رجبیه)
زیارت «الْحَمْدُ للّهِ الَّذِی أشْهَدَنا مَشْهَدَ أوْلِیائِهِ فِی رَجَبٍ...» است که در اعمال ماه رجب ذکر شد. پس آنچه از زیارات جامعه در این کتاب مبارک است پنج زیارت است و کفایت می کند ان شاء اللّه تعالی.
عطار نیشابوری : بیان وادی معرفت
حکایت محمود و دیوانهٔ ویرانه‌نشین
شد مگر محمود در ویرانه‌ای
اوحدی مراغه‌ای : منطق‌العشاق
تمامی سخن
سمن بر تند شد از گفتن او
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۶ - میان دو دیده مرا جای تست
میان دو دیده مرا جای تست
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۰۹ - از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۲۸ - ترسا بچهٔ مستم گر پرده براندازد
ترسا بچهٔ مستم گر پرده براندازد
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۳۲ - سر دردم بر طبیب آسان نبود
سر دردم بر طبیب آسان نبود
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۸ - نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را
نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را
سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شماره ۳۹ - دلا گر دولتی داری طلب کن جای درویشان
دلا گر دولتی داری طلب کن جای درویشان
عطار نیشابوری : نزهت الاحباب
نومیدی بلبل از گل و رفتن او از باغ به بیوفائی گل
گفت بلبل من دگر نایم بباغ