خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و فراق میگوید و بیان میکند که طبیب نتوانست درد او را تشخیص دهد و درمانش کند. او از ناتوانی در بیان حال خود و عمق درد عشق مینالد و اشاره میکند که تنها عاشقان میتوانند ماهیت عشق را درک کنند. شاعر از بیوفایی معشوق و نبود چارهای جز وصال شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۳۲ - سر دردم بر طبیب آسان نبود
سر دردم بر طبیب آسان نبود
گفت: تب داری، غلط کرد، آن نبود ۱
نوش دارو داد و آن سودی نداشت
گل شکر فرمود و آن درمان نبود ۲
بر طبیبم سوز دل پوشیده ماند
ورنه اشک دیدهام پنهان نبود ۳
من بکوشیدم که: گویم حال خویش
دل به دست و نطق در فرمان نبود ۴
عشق را هم عاشقی داند که: چیست؟
عشق دانستن چنین آسان نبود ۵
از دلیل این درد را نتوان شناخت
در کتاب این نکته را برهان نبود ۶
گر چه آهم برده بود از چهره رنگ
اشک چشمم کمتر از باران نبود ۷
جان به یاد دوست میرفت از تنم
این چنین جان دادنی ارزان نبود ۸
از فراق اندیشهای میکرد دل
ورنه، بالله، کم سخن در جان نبود ۹
ای که گفتی: چاره میدانم ترا
اوحدی نیز این چنین نادان نبود ۱۰
چارهٔ من وصل بود، اما چه سود؟
کان ستمگر بر سر پیمان نبود ۱۱
گفت: تب داری، غلط کرد، آن نبود ۱
نوش دارو داد و آن سودی نداشت
گل شکر فرمود و آن درمان نبود ۲
بر طبیبم سوز دل پوشیده ماند
ورنه اشک دیدهام پنهان نبود ۳
من بکوشیدم که: گویم حال خویش
دل به دست و نطق در فرمان نبود ۴
عشق را هم عاشقی داند که: چیست؟
عشق دانستن چنین آسان نبود ۵
از دلیل این درد را نتوان شناخت
در کتاب این نکته را برهان نبود ۶
گر چه آهم برده بود از چهره رنگ
اشک چشمم کمتر از باران نبود ۷
جان به یاد دوست میرفت از تنم
این چنین جان دادنی ارزان نبود ۸
از فراق اندیشهای میکرد دل
ورنه، بالله، کم سخن در جان نبود ۹
ای که گفتی: چاره میدانم ترا
اوحدی نیز این چنین نادان نبود ۱۰
چارهٔ من وصل بود، اما چه سود؟
کان ستمگر بر سر پیمان نبود ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۱ - میان ما و تو دوری به اختیار نبود
گوهر بعدی:غزل ۳۳۳ - این چنین نقشی اگر در چین بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.