عطار نیشابوری : بخش بیستم
(۳) حکایت مرد صوفی که بر زبیده عاشق شد
زُبَیده بود در هودج نشسته
عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۶۳ - بزرینه جام اندرون لعل مل
بزرینه جام اندرون لعل مل
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۳۹ - داستان عیسی
پای مسیحا که جهان می‌نبشت
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۵۳ - توبه ای کردم و گفتم که دگر می نخورم
توبه ای کردم و گفتم که دگر می نخورم
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۹۵ - خم ابروست یا شمشیر بهمن
خم ابروست یا شمشیر بهمن
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۵۲ - اگر آهی کشم افلاک سوزد
اگر آهی کشم افلاک سوزد
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۱۴۸ - ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزان
های خاقانی تو را جای شکر ریز است و شکر
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۸۴ - حافظ
از نوای آن مه حافظ سخن سر ساختم
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۵۰ - سحر، دل ناله‌های زار می‌کرد
سحر، دل ناله‌های زار می‌کرد
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۴ - بیا تا برگ گل نارفته بر باد
بیا تا برگ گل نارفته بر باد
رشیدالدین میبدی : ۵۹- سورة الحشر- مدنیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِینَ بیّن اللَّه تعالى انّ الفى‏ء لمن هو، و التّقدیر: کى لا یکون ما افاء اللَّه على رسوله دولة بین الاغنیاء منکم و لکن یکون للفقراء المها جرین، الّذین تولّوا الدّیار و الاموال و الاهلین و العشائر فخرجوا حبّا للَّه و رسوله و اختاروا الاسلام على ما کانوا فیه من الشدّة حتى کان الرّجل یعصب الحجر على بطنه لیقیم صلبه من الجوع و کان یتّخذ الحفیرة فى الشّتاء ماله دثار غیرها. قال سعید بن جبیر: کان ناس من المهاجرین لاحد هم الذّار و الزّوجة و العبد و النّاقة یحجّ علیها و یغزو فنسبهم اللَّه الى انّهم فقراء و جعل لهم سهما فى الزّکاة. یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ اى یطلبون رزقا من اللَّه و هو الغنیمة. وَ رِضْواناً. اى: مرضات ربّهم بالجهاد فى سبیله مع رسوله.
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۱۰ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الآیه، ابن عباس گفت خداى عز و جل جهودان را تعظی
قوله تعالى: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الآیه، ابن عباس گفت خداى عز و جل جهودان را تعظیم روز آدینه فرمود چنانک مسلمان را فرمود، پس ایشان مخالفت کردند و روز شنبه اختیار کردند و آن را معظّم داشتند و فرمان حق بجاى بگذاشتند، اللَّه تعالى درین روز شنبه کار بریشان سخت فرا گرفت، تا هر چه ایشان را بدیگر روزها حلال است از کسب کردن و ساز معیشت ساختن درین روز بریشان حرام کرد، اکنون ایشان تعظیم این روز بجاى میآرند و مزد بدان نستانند از جهت عدم تعظیم روز جمعه، و اگر نافرمانى کنند بعقوبت رسند.
رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۱۵ - در تغزل
مشک تبتی رنگ ز موی تو گرفت
رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۱۲ - در تغزل
چون چرخ همیشه رسم تو طنازیست
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۳۱ - یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم
یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم
رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۵ - در تغزل
با عیب خریدی تو مرا روز نخست
مولوی : فیه ما فیه
فصل پنجاه و هفتم - عارفی گفت رفتم در گلخنی تادلم بگشاید
عارفی گفت رفتم در گلخنی تادلم بگشاید که گریزگاهِ بعضی اولیا بوده است دیدم رئیس گلخن را شاگردی بود میان بسته بود کار میکرد و اوش میگفت که این بکن و آن بکن او چست کار میکرد گلخن تاب را خوش آمد از چستی او در فرمان برداری گفت آری همچنين چست باش اگر تو پیوسته چالاک باشی و ادب نگاه داری مقام خود بتو دهم و ترا بجای خود بنشانم مرا خنده گرفت و عقدهٔ من بگشاد دیدم رئیسان این عالم را همه بدین صفتاند با چاکران خود.
مولوی : فیه ما فیه
فصل بیستم - شریف پای سوخته گوید
شریف پای سوخته گوید
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۷۰ - در معنی این حدیث مصطفی صلی اللّه علیه و آله و سلم که موتوا قبل ان تموتوا
بوحدیثی بیورده پیغمبر
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۱۰۳ - ایا دستور هامان وش که نمرودی شدی سرکش
ایا دستور هامان وش که نمرودی شدی سرکش