شیخ بهایی : مقطعات
شماره ۲ - مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را
مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۴ - پیوسته کمان دولتت بر زه باد
پیوسته کمان دولتت بر زه باد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۹۷ - نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی سعدی : مفردات
بیت ۲۹
خورشید که بر جامهٔ درویش افتد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۴۹ - در منقبت شاه اولیا و سلطان اوصیا علیه السلام
مرغ دل پر در هوای آشنایی می زند خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خود
چشمهٔ خون ز دلم شیفتهتر کس را نی خاقانی : قطعات
شماره ۳۴۴ - عالمی بس دیو رای است ارنه من
عالمی بس دیو رای است ارنه من کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۰ - امروز مرا ز چشم بارندگی است
امروز مرا ز چشم بارندگی است خاقانی : قطعات
شماره ۳۴۲ - باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴ - خواهی که هنر و ران نکودارندت
خواهی که هنر و ران نکودارندت خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است
به تعریض گفتی که خاقانیا کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۲ - آن دل که بر اتش غمت صد ره سوخت
آن دل که بر اتش غمت صد ره سوخت خاقانی : قطعات
شماره ۳۲۶ - اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی
اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی رشیدالدین میبدی : ۴۹- سورة الحجرات
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: بسم اللَّه الرحمن الرحیم، جعفر صادق را پرسیدند از معنى بسم گفت اسم از سمة است و سمت داغ بود. چون بنده گوید بسم اللَّه، معنى آنست که داغ بندگى حق بر خود میکشم تا از کسان او باشم. هر سلطانى که بود مرکب خاص خویش بسمت خویش دارد، آن را داغى مشهور بر نهد، تا طمع دیگران از وى بریده گردد، هر مرکبى که داغ سلطان دارد از دست نشست دیگران آسوده بود، عزیز و مصون مکرم و محترم بود، باز هر مرکبى که داغ سلطان ندارد پیوسته ذلول و ذلیل بود. در آسیب کوفت و کوب دیگران بود. مثال بندگان خداوند جل جلاله همین است: داغ الهى بر خواص اهل اخلاص، گفتار بسم اللَّه است، هر که این داغ دارد در حمایت جلال است و در رعایت جمال و در خلعت قبول و اقبال، و هر که این داغ ندارد اسیر کسیر است و رنجور و مهجور، ظاهر او سحره دست سلاطین و باطن او پاى سپرده مرده شیاطین. پس جهد کن، اى جوانمرد تا داغ عبودیت حق بر سر خود کشى تا سعید هر دو سراى گردى و چندان که توانى بکوش تا خویشتن را در کسى از کسان او بندى تا عزیز هر دو جهان گردى. کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰ - گر خسته دل مرا بر آری حاجت
گر خسته دل مرا بر آری حاجت خاقانی : قطعات
شماره ۳۱۸ - کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱ - ساقت که بآرزو پرستند او را
ساقت که بآرزو پرستند او را خاقانی : قطعات
شماره ۳۱۶ - سر انگشت میرزد بیبی
سر انگشت میرزد بیبی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹ - آنها که فلک وفا نداد ایشان را
آنها که فلک وفا نداد ایشان را خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار
اهل دلی ز اهل روزگار نیابی
شماره ۲ - مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را
مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۴ - پیوسته کمان دولتت بر زه باد
پیوسته کمان دولتت بر زه باد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۹۷ - نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی سعدی : مفردات
بیت ۲۹
خورشید که بر جامهٔ درویش افتد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۴۹ - در منقبت شاه اولیا و سلطان اوصیا علیه السلام
مرغ دل پر در هوای آشنایی می زند خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خود
چشمهٔ خون ز دلم شیفتهتر کس را نی خاقانی : قطعات
شماره ۳۴۴ - عالمی بس دیو رای است ارنه من
عالمی بس دیو رای است ارنه من کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۰ - امروز مرا ز چشم بارندگی است
امروز مرا ز چشم بارندگی است خاقانی : قطعات
شماره ۳۴۲ - باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴ - خواهی که هنر و ران نکودارندت
خواهی که هنر و ران نکودارندت خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است
به تعریض گفتی که خاقانیا کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۲ - آن دل که بر اتش غمت صد ره سوخت
آن دل که بر اتش غمت صد ره سوخت خاقانی : قطعات
شماره ۳۲۶ - اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی
اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی رشیدالدین میبدی : ۴۹- سورة الحجرات
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: بسم اللَّه الرحمن الرحیم، جعفر صادق را پرسیدند از معنى بسم گفت اسم از سمة است و سمت داغ بود. چون بنده گوید بسم اللَّه، معنى آنست که داغ بندگى حق بر خود میکشم تا از کسان او باشم. هر سلطانى که بود مرکب خاص خویش بسمت خویش دارد، آن را داغى مشهور بر نهد، تا طمع دیگران از وى بریده گردد، هر مرکبى که داغ سلطان دارد از دست نشست دیگران آسوده بود، عزیز و مصون مکرم و محترم بود، باز هر مرکبى که داغ سلطان ندارد پیوسته ذلول و ذلیل بود. در آسیب کوفت و کوب دیگران بود. مثال بندگان خداوند جل جلاله همین است: داغ الهى بر خواص اهل اخلاص، گفتار بسم اللَّه است، هر که این داغ دارد در حمایت جلال است و در رعایت جمال و در خلعت قبول و اقبال، و هر که این داغ ندارد اسیر کسیر است و رنجور و مهجور، ظاهر او سحره دست سلاطین و باطن او پاى سپرده مرده شیاطین. پس جهد کن، اى جوانمرد تا داغ عبودیت حق بر سر خود کشى تا سعید هر دو سراى گردى و چندان که توانى بکوش تا خویشتن را در کسى از کسان او بندى تا عزیز هر دو جهان گردى. کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰ - گر خسته دل مرا بر آری حاجت
گر خسته دل مرا بر آری حاجت خاقانی : قطعات
شماره ۳۱۸ - کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱ - ساقت که بآرزو پرستند او را
ساقت که بآرزو پرستند او را خاقانی : قطعات
شماره ۳۱۶ - سر انگشت میرزد بیبی
سر انگشت میرزد بیبی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹ - آنها که فلک وفا نداد ایشان را
آنها که فلک وفا نداد ایشان را خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار
اهل دلی ز اهل روزگار نیابی