باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۹ - باشد که ز اندیشه و تدبیر درست
باشد که ز اندیشه و تدبیر درست غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۲۲ - اسباب طول امل
بدان که آدمی زندگانی دراز در دل خویش صورت کرده است از دو سبب: یکی جهل و یکی دوستی دنیا. اما دوستی دنیا چون غالب شد مرگ دوست وی را از وی بستاند، وی را دشمن دارد و موافق وی نبود و آدمی هرچه موافق وی نباشد از خویشتن دور می اندازد و خویشتن را عشوه می دهد و همه در دل خویش آن صورت کند که بر وفق آروزی وی بود، پس همیشه زندگانی و مال و زن و فرزند و اسباب دنیا با خیال خود تقدیر می کند که بر جای باشد و مرگ را که مخالف آرزوی وی است فراموش کند. اگر وقتی به خاطر وی درآید تسویف کند و گوید، «ای مرد! روزگار در پیش است. کار مرگ بتوان ساخت». چون بزرگ بباشد گوید، «ای مرد صبر کن تا پیری». چون پیر شود گوید، «چندان که این عمارت تمام شود و این فرزند را جهاز سازی و دل از وی فارغ کنی و این ضیاع را آب بیرون کنی تا دل از قوت فارغ شود تا لذت عبادت یابی، و این دشمن را که شماتت کرده است مالش دهی». و همچنین تاخیر می کند تا فارغ شود و از هر شغلی ده شغل دیگر نیز تولد کند. رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۸۴ - چون گسی کردمت بدستک خویش
چون گسی کردمت بدستک خویش واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۰۹ - چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۷۳ - نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست
نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۲۳ - از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۳۴ - ازان روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
ازان روزی که من در حلقه زلف تو افتادم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۶۴ - دلم در اضطراب اضطراب است
دلم در اضطراب اضطراب است نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۵۵ - ساقیا ساغر شراب آور
ساقیا ساغر شراب آور اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۴۳ - هر چند مرا قصد سلامت باشد
هر چند مرا قصد سلامت باشد افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - آن که قرار ما بود قصه آشنائیش
آن که قرار ما بود قصه آشنائیش صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۴ - نالیدن مهجوران سوز دگری دارد
نالیدن مهجوران سوز دگری دارد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۱۲ - دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف
دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۳۶ - دلی به خاک ره انتظار می بندم
دلی به خاک ره انتظار می بندم میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۷۳ - گلگون قبای من که بر ابرش برآمدست
گلگون قبای من که بر ابرش برآمدست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۲۲ - بگفتم با صبا دزدیده رازی
بگفتم با صبا دزدیده رازی ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۶ - از جملهٔ دردهای بی درمانم
از جملهٔ دردهای بی درمانم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣١٨ - هر که را داد نعمتی ایزد
هر که را داد نعمتی ایزد عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۴۱ - اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی است
اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۸۴ - چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
رباعی ۹ - باشد که ز اندیشه و تدبیر درست
باشد که ز اندیشه و تدبیر درست غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۲۲ - اسباب طول امل
بدان که آدمی زندگانی دراز در دل خویش صورت کرده است از دو سبب: یکی جهل و یکی دوستی دنیا. اما دوستی دنیا چون غالب شد مرگ دوست وی را از وی بستاند، وی را دشمن دارد و موافق وی نبود و آدمی هرچه موافق وی نباشد از خویشتن دور می اندازد و خویشتن را عشوه می دهد و همه در دل خویش آن صورت کند که بر وفق آروزی وی بود، پس همیشه زندگانی و مال و زن و فرزند و اسباب دنیا با خیال خود تقدیر می کند که بر جای باشد و مرگ را که مخالف آرزوی وی است فراموش کند. اگر وقتی به خاطر وی درآید تسویف کند و گوید، «ای مرد! روزگار در پیش است. کار مرگ بتوان ساخت». چون بزرگ بباشد گوید، «ای مرد صبر کن تا پیری». چون پیر شود گوید، «چندان که این عمارت تمام شود و این فرزند را جهاز سازی و دل از وی فارغ کنی و این ضیاع را آب بیرون کنی تا دل از قوت فارغ شود تا لذت عبادت یابی، و این دشمن را که شماتت کرده است مالش دهی». و همچنین تاخیر می کند تا فارغ شود و از هر شغلی ده شغل دیگر نیز تولد کند. رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۸۴ - چون گسی کردمت بدستک خویش
چون گسی کردمت بدستک خویش واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۰۹ - چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۷۳ - نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست
نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۲۳ - از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۳۴ - ازان روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
ازان روزی که من در حلقه زلف تو افتادم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۶۴ - دلم در اضطراب اضطراب است
دلم در اضطراب اضطراب است نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۵۵ - ساقیا ساغر شراب آور
ساقیا ساغر شراب آور اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۴۳ - هر چند مرا قصد سلامت باشد
هر چند مرا قصد سلامت باشد افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - آن که قرار ما بود قصه آشنائیش
آن که قرار ما بود قصه آشنائیش صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۴ - نالیدن مهجوران سوز دگری دارد
نالیدن مهجوران سوز دگری دارد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۱۲ - دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف
دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۳۶ - دلی به خاک ره انتظار می بندم
دلی به خاک ره انتظار می بندم میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۷۳ - گلگون قبای من که بر ابرش برآمدست
گلگون قبای من که بر ابرش برآمدست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۲۲ - بگفتم با صبا دزدیده رازی
بگفتم با صبا دزدیده رازی ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۶ - از جملهٔ دردهای بی درمانم
از جملهٔ دردهای بی درمانم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣١٨ - هر که را داد نعمتی ایزد
هر که را داد نعمتی ایزد عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۴۱ - اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی است
اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۸۴ - چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی