خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از روزی پر از رنج و پراکندگی میگوید که نه لذت گناه دارد و نه خوشی بندگی. او از زندگی ناخوشایند خود مینالد و مرگ را به عنوان راهی برای رهایی از این وضعیت مطرح میکند.
متن حاوی مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند ناامیدی، رنج و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد.
شماره ۷۰ - امروز مرا ز چشم بارندگی است
امروز مرا ز چشم بارندگی است
تا شب زدلم رنج و پراکندگی است ۱
نه فسق خوش و نه لذت بندگی است
پس مرگ چه باشد اگر این زندگی است؟ ۲
تا شب زدلم رنج و پراکندگی است ۱
نه فسق خوش و نه لذت بندگی است
پس مرگ چه باشد اگر این زندگی است؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹ - آتش که بطبع جان کداز آمده است
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - هر لحظه دل اندر هوسی نتوان بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.