جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۲۹ - به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۳ - عمریست که دل راه به دلدار ندارد
عمریست که دل راه به دلدار ندارد رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ و میراث دادیم بآن مستضعفان که ایشان را زبون میگرفتند مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا مشرقهاى زمین و مغربهاى آن الَّتِی بارَکْنا فِیها آن زمین که در آن برکت کردیم وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنى و تمام شد آن وعده نیکوى خداوند تو عَلى بَنِی إِسْرائِیلَ بر بنى اسرائیل بِما صَبَرُوا بآنکه شکیبایى کردند وَ دَمَّرْنا و تباه کردیم ما کانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ آنچه فرعون میکرد و میساخت و قوم او وَ ما کانُوا یَعْرِشُونَ (۱۳۷) و آنکه مىساختند از جفته رزان و سایهوان. وَ جاوَزْنا و فروگذارانیدیم بِبَنِی إِسْرائِیلَ الْبَحْرَ بنى اسرائیل را بدریا فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ برگذشتند بر قومى یَعْکُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ که بر بتانى از آن خویش مقیم نشسته بودند قالُوا یا مُوسَى گفتند: اى موسى اجْعَلْ لَنا إِلهاً ما را خدایى کن کَما لَهُمْ آلِهَةٌ چنان که ایشان را خدایاناند قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (۱۳۸) موسى گفت شما قومىاید که هیچ ندانید. سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۱۹ - ای چون گل نوشکفته برطرف چمن
ای چون گل نوشکفته برطرف چمن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۲۷ - شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۹۵ - گر دست دوست وار در آری بگردنم
گر دست دوست وار در آری بگردنم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۵۹ - حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم
حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
اندر مذمّت برادران گوید
دوست جو از برادران بگسل اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۳۵ - باز دوشم ز راه مهمانی
باز دوشم ز راه مهمانی آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۴۶ - دی، رشته ای به گردنم آن شاه مهوشان
دی، رشته ای به گردنم آن شاه مهوشان جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۰۴ - شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد جامی : دفتر اول
بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا
هیچ موجود نیست در عالم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۸ - ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه
ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه صغیر اصفهانی : مفردات
شماره ۶ - حاجت بدان بود که کند رفع احتیاج
حاجت بدان بود که کند رفع احتیاج اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۱ - هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را نجمالدین رازی : باب سیم
فصل پانزدهم
قال الله تعالی «و اذوا اعدنا موسی اربعین لیله». فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۱ - جمال تست بروز آفتاب روزن ما
جمال تست بروز آفتاب روزن ما مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۰۰ - جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش
جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۳۶ - گر تو همه داری همه در آتش باش
گر تو همه داری همه در آتش باش ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۶۰ - فرق میان عقل و ادراک
مولوی گیرم که فهمد نیک و زشت
شماره ۹۲۹ - به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۳ - عمریست که دل راه به دلدار ندارد
عمریست که دل راه به دلدار ندارد رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ و میراث دادیم بآن مستضعفان که ایشان را زبون میگرفتند مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا مشرقهاى زمین و مغربهاى آن الَّتِی بارَکْنا فِیها آن زمین که در آن برکت کردیم وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنى و تمام شد آن وعده نیکوى خداوند تو عَلى بَنِی إِسْرائِیلَ بر بنى اسرائیل بِما صَبَرُوا بآنکه شکیبایى کردند وَ دَمَّرْنا و تباه کردیم ما کانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ آنچه فرعون میکرد و میساخت و قوم او وَ ما کانُوا یَعْرِشُونَ (۱۳۷) و آنکه مىساختند از جفته رزان و سایهوان. وَ جاوَزْنا و فروگذارانیدیم بِبَنِی إِسْرائِیلَ الْبَحْرَ بنى اسرائیل را بدریا فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ برگذشتند بر قومى یَعْکُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ که بر بتانى از آن خویش مقیم نشسته بودند قالُوا یا مُوسَى گفتند: اى موسى اجْعَلْ لَنا إِلهاً ما را خدایى کن کَما لَهُمْ آلِهَةٌ چنان که ایشان را خدایاناند قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (۱۳۸) موسى گفت شما قومىاید که هیچ ندانید. سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۱۹ - ای چون گل نوشکفته برطرف چمن
ای چون گل نوشکفته برطرف چمن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۲۷ - شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۹۵ - گر دست دوست وار در آری بگردنم
گر دست دوست وار در آری بگردنم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۵۹ - حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم
حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
اندر مذمّت برادران گوید
دوست جو از برادران بگسل اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۳۵ - باز دوشم ز راه مهمانی
باز دوشم ز راه مهمانی آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۴۶ - دی، رشته ای به گردنم آن شاه مهوشان
دی، رشته ای به گردنم آن شاه مهوشان جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۰۴ - شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد جامی : دفتر اول
بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا
هیچ موجود نیست در عالم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۸ - ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه
ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه صغیر اصفهانی : مفردات
شماره ۶ - حاجت بدان بود که کند رفع احتیاج
حاجت بدان بود که کند رفع احتیاج اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۱ - هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را نجمالدین رازی : باب سیم
فصل پانزدهم
قال الله تعالی «و اذوا اعدنا موسی اربعین لیله». فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۱ - جمال تست بروز آفتاب روزن ما
جمال تست بروز آفتاب روزن ما مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۰۰ - جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش
جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۳۶ - گر تو همه داری همه در آتش باش
گر تو همه داری همه در آتش باش ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۶۰ - فرق میان عقل و ادراک
مولوی گیرم که فهمد نیک و زشت