این متن به حقیقت انسان و جایگاه ویژه او در عالم اشاره دارد. انسان تنها موجودی است که قادر به شناخت حقیقت همه چیز و عین حق است، اما این توانایی به سادگی به دست نمیآید و خاص افراد خاص است. متن همچنین به امانتی الهی اشاره میکند که تنها انسان قادر به پذیرش آن بوده، با وجود ظلم و جهلش. در نهایت، متن تأکید میکند که دانش حقیقی گاهی در جهل ظاهری نهفته است و علم واقعی ممکن است به شکل نادانی جلوه کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا
که شناسد حقیقت آدم ۱
داند آدم حقیقت همه چیز
عین حق را حقیقت همه نیز ۲
بیند آن عین را به چشم عیان
گشت ظاهر به صورت اعیان ۳
غیر ازو در جهان نبیند هیچ
آشکار و نهان نبیند هیچ ۴
لیکن این دولتی نه آسان است
بلکه خاص خواص انسان است ۵
جانب آن اشارتیست نهفت
آن امانت که حضرت حق گفت ۶
بر سماوات و ارض و ما فی البین
قد عرضنا الامانت فابین ۷
لیس فی الکون کائنا ماکان
کافل حملها سوی الانسان ۸
غیر انسان کسش نکرد قبول
زانکه انسان ظلوم بود و جهول ۹
ظلم او آنکه هستی خود را
ساخت فانی بقای سرمد را ۱۰
جهل او آنکه هر چه جز حق بود
صورت آن ز لوح دل بزدود ۱۱
نیک ظلمی که عین معدلت است
نغز جهلی که مغز معرفت است ۱۲
ای نکرده دل از علایق صاف
مزن از دانش حقایق لاف ۱۳
زانکه در عالم خدا دانی
جهل علم است و علم نادانی ۱۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.