خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است. او با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را از عشق، رنج فراق، و پایبندی به معشوق توصیف میکند. شاعر حتی در برابر جفاها و سختیها مقاومت میکند و عشق خود را فداکارانه نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۹۵ - گر دست دوست وار در آری بگردنم
گر دست دوست وار در آری بگردنم
پیوسته بوی دوستی آید ز دشمنم ۱
دیده رخ چو آتش تو دید برفروخت
قندیل عشق در دل چون آب روشنم ۲
در سوز و در گداز چو شمعم که روز و شب
سوزی فتیله وار و گدازی چو روغنم ۳
گر یکدم آستین کنم از پیش چشم دور
از آب دیده تر شود ای دوست دامنم ۴
هرگه شراب عشق تو در من اثر کند
گر توبه آهنست بخامیش بشکنم ۵
چون که ز دانه هیچ نگردم ز تو جدا
گر چه بباد بر دهی ای جان چو خرمنم ۶
در فرقت تو زین تن بی جان خویشتن
در جامه ناپدید از جان بی تنم ۷
گر همچو میخ سنگ جفا بر سرم زنی
آن ظن مبر که خیمه ز پهلوت برکنم ۸
ور تار ریسمان شود این تن عجب مدار
غمهای تست در دل چون چشم سوزنم ۹
فردا که روز آخر خواندست ایزدش
اول کسی که با تو خصومت کند منم ۱۰
من جان چو سیف پیش محبان کنم سپر
گر تیغ برکشی که محبان همی زنم ۱۱
پیوسته بوی دوستی آید ز دشمنم ۱
دیده رخ چو آتش تو دید برفروخت
قندیل عشق در دل چون آب روشنم ۲
در سوز و در گداز چو شمعم که روز و شب
سوزی فتیله وار و گدازی چو روغنم ۳
گر یکدم آستین کنم از پیش چشم دور
از آب دیده تر شود ای دوست دامنم ۴
هرگه شراب عشق تو در من اثر کند
گر توبه آهنست بخامیش بشکنم ۵
چون که ز دانه هیچ نگردم ز تو جدا
گر چه بباد بر دهی ای جان چو خرمنم ۶
در فرقت تو زین تن بی جان خویشتن
در جامه ناپدید از جان بی تنم ۷
گر همچو میخ سنگ جفا بر سرم زنی
آن ظن مبر که خیمه ز پهلوت برکنم ۸
ور تار ریسمان شود این تن عجب مدار
غمهای تست در دل چون چشم سوزنم ۹
فردا که روز آخر خواندست ایزدش
اول کسی که با تو خصومت کند منم ۱۰
من جان چو سیف پیش محبان کنم سپر
گر تیغ برکشی که محبان همی زنم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - ای گنج غم نهاده بویرانه دلم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - ای دوستر از جانم زین بیش مرنجانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.