واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۱ - مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۷۵ - اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی
اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۵۶ - هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد
هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد
بلند اقبال : بخش دوم - داستان گل و بلبل
بخش ۱۴ - توصیف کردن فاخته از سرو پیش بلبل
اگر دلبری هست سرو من است
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۴۰ - ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۱۶ - عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار
عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار
ملک‌الشعرای بهار : غزلیات
شماره ۶ - سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبرگیرد تو را
سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبرگیرد تو را
سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۹۲ - در مدح خاقان محمود خان گوید
ای گوهر مطهر مردی و مردمی
ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۱۳ - تتمه حکایت آن مرد شوریده حال
چون به آنجا آمد آن بی نام و ننگ
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۹۸ - ای دیده تو را بر آب دیدیم و گذشت
ای دیده تو را بر آب دیدیم و گذشت
ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۲۱ - فصل
و از حکم مرید آن بود که چون خدمت درویشان کند صبر کند بر جفای ایشان که با او کنند، و اعتقاد کند که روح خویش را بذل کند در خدمت ایشان و ایشان او را بر آن شکر نکنند و او باز آن همه از تقصیر خویش عذر خواهد، و بر خویشتن از جنایت اقرار کند تا دل ایشان خوش باشد و اگرچه داند که او بریْ السّاحه است.
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۶۰ - مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد
مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۵۰ - جام گیتی نماست در نظرم
جام گیتی نماست در نظرم
ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۲۳۱ - قطعه ناتمام بخط خودش
ای سپرده طریق خانه حق
اوحدی مراغه‌ای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا نورالله قبره
مستان خواب را خبری از وصال نیست
ادیب الممالک : قصاید
شماره ۹۹ - مرا سیر سپهر از روز اول
مرا سیر سپهر از روز اول
اهلی شیرازی : صنف ششم که زر سرخ و کم بر است
برگ هفتم شش زر سرخ است
ای آنکه رخ تو به ز گلزار بود
رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۲۰ - در ذم مردم روزگار
سوی در این قوم ، که کمتر ز خرد
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۱۲ - بیزاری از حیات
مرا دلی است ز دست زمانه غرقه به خون