اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شماره ۲۳ - گر نیست دلت شاد به تقصیر و قصور
گر نیست دلت شاد به تقصیر و قصور
ترانه های کودکانه : بخش اول
نظافت
شرشر شرشر آب می ریزه از دوش حموم
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۳۹ - این خوش پسران که در غمم می دارند
این خوش پسران که در غمم می دارند
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۱۲۷ - دل از پی آب و نان در آتش نبود
دل از پی آب و نان در آتش نبود
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۹۲ - ای دل همه کار تو به بالا شده گیر
ای دل همه کار تو به بالا شده گیر
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۵۶ - ای پیر به طبع تیز گامی تو هنوز
ای پیر به طبع تیز گامی تو هنوز
فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۷۷ - شهید عشق تو را راه کعبه مقصود
شهید عشق تو را راه کعبه مقصود
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۲۴ - آیات کتاب حق همی خوان و مپرس
آیات کتاب حق همی خوان و مپرس
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۸۸ - روزی زقضای آسمانی ای دل
روزی زقضای آسمانی ای دل
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۵۸ - یا روی دلم به سوی دیگر گردان
یا روی دلم به سوی دیگر گردان
سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۱۶ - اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع چهارم
من صید آنکه کعبهٔ جان‌هاست منظرش
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۶۹ - الرّضا و التّسلیم
در راه طلب عُجب خطایی است بزرگ
سعدی : غزلیات
غزل ۴۷۷ - چه روی و موی و بناگوش و خط و خال است این
چه روی و موی و بناگوش و خط و خال است این
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۸ - یا رب مددی زلطف تعیینم کن
یا رب مددی زلطف تعیینم کن
امامی هروی : قصاید
شمارهٔ ۳۰ - مژده دولت را که باز آمد سوی اقلیم جاه
مژده دولت را که باز آمد سوی اقلیم جاه
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۵۴ - چون خاک زمین اگر عناکش باشی
چون خاک زمین اگر عناکش باشی
امامی هروی : قصاید
شمارهٔ ۳ - در مدح فخر الملک
بفالی سعد و روزی سعد صدر و صاحب دنیا
ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۲۶ - داستان شاهزاده و گرمابه بان و زن
دستور گفت: در مواضی ایام و سوالف دهور و اعوام در شهر قنوج گرمابه بانی بود معروف و مذکور به آلت و ثروت و شاهزاده قنوج که در حسن و جمال اعجوبه روزگار و در لطافت و ظرافت، واسطه قلاده ایام بود، به گرمابه او آمدی و گرمابه بان هر چه در وسع و امکان بود از خدمتهای موافق و مراعات لایم تقدیم نمودی و شاهزاده را پدر کریمه ای از اعیان روزگار و ارکان جهان در عقد آورده بود و به مواصلت و مصاهرت او اعتضاد و اعتداد گرفته و نزدیک آمده که به تکلف زفاف مشغول شوند. روزی شاهزاده قنوج به گرمابه آمده بود و گرمابه بان به خدمت مهعود قیام می نمود و اندام او را که رشک گل و سمن و غیرت شکوفه و یاسمن بود، می خارید و به لطف می مالید و از بهر آنکه شخص او عظیم لحیم بود، آلت وقاع در گوشت پنهان بودی و از غایت فربهی ناپیدا نمودی. گرمابه بان را در اثنای خاریدن، دست بر آن عضو آمد بغایت ناپیدا نمود، گریستن بر وی افتاد. شاهزاده چون اثر رقت و شفقت او بدید و آب چشم او مشاهده کرد، پرسید که سبب تغیر و تالم و موجب نوحه و ترنم چیست؟
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۲ - دی با بُت هرزه گرد بی حاصل خود
دی با بُت هرزه گرد بی حاصل خود