بلند اقبال : غزلیات
شماره ۳۵۹ - دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم
دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۸۳ - گفتم که دلم گفت که ویران کنمش
گفتم که دلم گفت که ویران کنمش ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - مفاسد و آفات زبان
بدان که بسیاری از آفات مذکوره در این مقام و در سابق بر این، از غیبت و بهتان و دروغ و شماتت و سخریت و جدال و مراء و مزاح و تکلم به «مالایعنی» و فحش و غیر اینها، از مفاسد زبان است و ضرر این عضو به انسان، بیشتر از سایر اعضا است و آفات آن افزون تر از آفات سایر جوارح است و مفاسد این عضو، اگر چه از معاصی ظاهره است، که شأن علم اخلاق گفتگوی از آنها نیست و لیکن هر یک از اینها منجر به اخلاق رذیله و ملکات فاسده می گردد، زیرا رسوخ ملکات و اخلاق در نفس، به واسطه تکرار اعمال و افعال است پس طالب معالی اخلاق را لازم است که محافظت نفس و اعضا هر دو را بنماید و چنانکه مذکور شد عمده اعضائی که مصدر افعال ذمیمه است که مودی به اخلاق رذیله است، زبان است و آن بهترین آلات شیطان است در گمراه کردن بنی نوع انسان، چون این عضو است فسیح المیدان و وسیع الجولان، مجال آن بی حد و بی نهایت، و استعمال آن در غایت سهولت، و سرکشی آن از سایر اعضا بیشتر است پس هرکه آن را مطلق العنان ساخت، شیطان او را به وادی ضلالت رسانید و به سر منزل خذلان و هلاکت کشانید پس محافظت آن و مراقبت احوال آن واجب و لازم است و کسی از شر زبان نجات نمی یابد مگر آن را به قید شریعت، مقید سازد، و عنان آن را کشیده رها نکند، مگر در سخنی که نفع لازمی از برای دنیا و آخرت داشته باشد. نورعلیشاه : ترجیعات
شماره ۵ - ای مظهر ذات کبریائی
ای مظهر ذات کبریائی انوری : رباعیات
رباعی ۲۳۲ - خورشید ز رای مقتفی دارد نور
خورشید ز رای مقتفی دارد نور حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۶۰ - ای آنکه بنفشه زیب نسرین داری
ای آنکه بنفشه زیب نسرین داری سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۵۱ - رفتن خسرو به شکار و رفتن از شکار به سوی قصر شیرین
سحر کز کوه سر زد خسرو شرق خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۶۸ - بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند
بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند حافظ : اشعار منتسب
شماره ۱۱ - مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۹۱ - نباشد در مقام دلبری نازک نهال من
نباشد در مقام دلبری نازک نهال من فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۱۲ - ای عاقلان دیوانهام زنجیر زلف یار کو
ای عاقلان دیوانهام زنجیر زلف یار کو اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
مشو عاشق، که جانت را بسوزد طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۹ - شب چو بمیرم به سر کوی تو
شب چو بمیرم به سر کوی تو حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۶۸ - به ما مگذار ساقی، تقوی دیرینهٔ ما را
به ما مگذار ساقی، تقوی دیرینهٔ ما را نهج البلاغه : خطبه ها
سرزنش مردم کوفه از سستی در جهاد
و من خطبة له عليهالسلام بعد غارة الضحاك بن قيس صاحب معاوية على الحاجّ بعد قصة الحكمين صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۰۶ - ای کوه بیستون که چنین سرکشیده ای
ای کوه بیستون که چنین سرکشیده ای امیر معزی : قطعات
شماره ۱۳ - امام بود محمد، علی خلیفه ی او
امام بود محمد، علی خلیفه ی او مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۹ - ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
ای عاشقان ای عاشقان هنگامِ کوچ است از جهان خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۱۱ - الهی گدای تو به کار خود شادان است، هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است.
الهی گدای تو به کار خود شادان است، هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است.
شماره ۳۵۹ - دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم
دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۸۳ - گفتم که دلم گفت که ویران کنمش
گفتم که دلم گفت که ویران کنمش ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - مفاسد و آفات زبان
بدان که بسیاری از آفات مذکوره در این مقام و در سابق بر این، از غیبت و بهتان و دروغ و شماتت و سخریت و جدال و مراء و مزاح و تکلم به «مالایعنی» و فحش و غیر اینها، از مفاسد زبان است و ضرر این عضو به انسان، بیشتر از سایر اعضا است و آفات آن افزون تر از آفات سایر جوارح است و مفاسد این عضو، اگر چه از معاصی ظاهره است، که شأن علم اخلاق گفتگوی از آنها نیست و لیکن هر یک از اینها منجر به اخلاق رذیله و ملکات فاسده می گردد، زیرا رسوخ ملکات و اخلاق در نفس، به واسطه تکرار اعمال و افعال است پس طالب معالی اخلاق را لازم است که محافظت نفس و اعضا هر دو را بنماید و چنانکه مذکور شد عمده اعضائی که مصدر افعال ذمیمه است که مودی به اخلاق رذیله است، زبان است و آن بهترین آلات شیطان است در گمراه کردن بنی نوع انسان، چون این عضو است فسیح المیدان و وسیع الجولان، مجال آن بی حد و بی نهایت، و استعمال آن در غایت سهولت، و سرکشی آن از سایر اعضا بیشتر است پس هرکه آن را مطلق العنان ساخت، شیطان او را به وادی ضلالت رسانید و به سر منزل خذلان و هلاکت کشانید پس محافظت آن و مراقبت احوال آن واجب و لازم است و کسی از شر زبان نجات نمی یابد مگر آن را به قید شریعت، مقید سازد، و عنان آن را کشیده رها نکند، مگر در سخنی که نفع لازمی از برای دنیا و آخرت داشته باشد. نورعلیشاه : ترجیعات
شماره ۵ - ای مظهر ذات کبریائی
ای مظهر ذات کبریائی انوری : رباعیات
رباعی ۲۳۲ - خورشید ز رای مقتفی دارد نور
خورشید ز رای مقتفی دارد نور حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۶۰ - ای آنکه بنفشه زیب نسرین داری
ای آنکه بنفشه زیب نسرین داری سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۵۱ - رفتن خسرو به شکار و رفتن از شکار به سوی قصر شیرین
سحر کز کوه سر زد خسرو شرق خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۶۸ - بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند
بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند حافظ : اشعار منتسب
شماره ۱۱ - مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۹۱ - نباشد در مقام دلبری نازک نهال من
نباشد در مقام دلبری نازک نهال من فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۱۲ - ای عاقلان دیوانهام زنجیر زلف یار کو
ای عاقلان دیوانهام زنجیر زلف یار کو اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
مشو عاشق، که جانت را بسوزد طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۹ - شب چو بمیرم به سر کوی تو
شب چو بمیرم به سر کوی تو حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۶۸ - به ما مگذار ساقی، تقوی دیرینهٔ ما را
به ما مگذار ساقی، تقوی دیرینهٔ ما را نهج البلاغه : خطبه ها
سرزنش مردم کوفه از سستی در جهاد
و من خطبة له عليهالسلام بعد غارة الضحاك بن قيس صاحب معاوية على الحاجّ بعد قصة الحكمين صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۰۶ - ای کوه بیستون که چنین سرکشیده ای
ای کوه بیستون که چنین سرکشیده ای امیر معزی : قطعات
شماره ۱۳ - امام بود محمد، علی خلیفه ی او
امام بود محمد، علی خلیفه ی او مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۹ - ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
ای عاشقان ای عاشقان هنگامِ کوچ است از جهان خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۱۱ - الهی گدای تو به کار خود شادان است، هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است.
الهی گدای تو به کار خود شادان است، هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است.