حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۴۰ - یاد می آیدم ز عهد پدر
یاد می آیدم ز عهد پدر
امامی هروی : رباعیات
شماره ۲۳ - ای رفته و برگزیده بر ما دگران
ای رفته و برگزیده بر ما دگران
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۴۷ - ماییم و شبی و یار در پیش
ماییم و شبی و یار در پیش
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۹۰ - روزگاری که منش سر بقدم میسودم
روزگاری که منش سر بقدم میسودم
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۲۳ - دستم نرسد به زلف چون شستش
دستم نرسد به زلف چون شستش
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۱ - گرچه در پیش نظر قطره قرین بایم نیست
گرچه در پیش نظر قطره قرین بایم نیست
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۷۰ - شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود
شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۴۷ - کارها دارد دل من با لب جانان هنوز
کارها دارد دل من با لب جانان هنوز
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۳۵ - امشب که ز باغ حسن صد گل چیدیم
امشب که ز باغ حسن صد گل چیدیم
عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۲۹ - باز آ که فراق جان گداز آمده است
باز آ که فراق جان گداز آمده است
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۴ - هر کجا عکس جمال یار می‌افتد در آب
هر کجا عکس جمال یار می‌افتد در آب
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۶۱ - سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد
سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۷ - باز جهان تیز پر و خلق شکار است
باز جهان تیز پر و خلق شکار است
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - آنم که به غم مصاحب دیرینم
آنم که به غم مصاحب دیرینم
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۵ - در صیدگهت که جان طربساز آید
در صیدگهت که جان طربساز آید
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۲۴ - خوش آن عیدی که اول دیده بر روی تو اندازم
خوش آن عیدی که اول دیده بر روی تو اندازم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۵ - از آل علی هر چه ترا دل باشد
از آل علی هر چه ترا دل باشد
نظام قاری : مناظرهٔ طعام و لباس
بخش ۲ - صفت خواب دیدن و حمام
شبی در واقعه دیدم که بحمامی رفتمی که خشت دیوارش از مله پیچیده بود و کج اندودش از نمد سفید . جارو؟ از صندل یاف و مقرنس از تافته سفید. گرد خرگاه دایره از قطنی آسمانی و جام از پنبه کنا. قفص بالای آن ازدام سر عروسان و فرش از حصیر و سنک اتابکی. صفه اش از بالش نطع بروجی. آب سرد از خشیشی و آب گرم از سنجاب. دری داشت از تخته پوستین . کیسه از وصله ترتیبی و شانه از ریشه میان بند مصنف و بردک از قطعه صوف مربع مشکین. چون در آنمقام بنشستم گفتم
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر سری سقطی قدس الله روحه
آن نفس کشته مجاهده، آن دل زنده مشاهده، آن سالک حضرت ملکوت، آن شاهد عزت جبروت، آن نقطه دایره لانقطی، شیخ وقت، سری سقطی رحمةالله علیه، امام اهل تصوف بود و در اصناف علم بکمال بود و دریای اندوه و درد بود و کوه حلم و ثبات بود و خزانه مروت و شفقت بود و در رموز و شارات اعجوبه بود و اول کسی که در بغداد سخن حقایق و توحید گفت او بود و بیشتر از مشایخ عراق مرید وی بودند و خال جنید بود و مرید معروف کرخی بود و حبیب راعی را دیده بود و در ابتدا در بغداد نشستی دکانی داشت و پرده از در دکان درآویخته بود و نماز کردی هر روز چندین رکعت.نماز کردی یکی از کوه لکام بیامد به زیارت وی و پرده از آن در برداشت و سلام گفت و سری را گفت فلان پیر از کوه لکام ترا سلام گفت.
مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۳۶ - تا چند جفای این غم آباد کشم
تا چند جفای این غم آباد کشم