خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم و اندوه خود میگوید و احساس میکند که مانند پل رودخانه قزوین، بیفایده و بیحرکت است. او عیش و شادی دیگران را بر چهره خود میبیند اما خود درگیر غمهای دیرینه است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به غم و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۶ - آنم که به غم مصاحب دیرینم
آنم که به غم مصاحب دیرینم
بر چهره عیش دوستداران چینم ۱
بیهوده کارخانه تکوینم
همچون پل رودخانه قزوینم ۲
بر چهره عیش دوستداران چینم ۱
بیهوده کارخانه تکوینم
همچون پل رودخانه قزوینم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - رفتم که ز زلفت خردی وام کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - خوش آن که در آن حریم میبود رهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.