خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج عشق ناکام و حسرتهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از زخمهای ناسور، اشکهای بیپایان و خیال معشوق مینویسد و از بیاعتنایی معشوق و گرمی بازار عشق شکایت دارد. تصاویری مانند گوهر راز، اشکهای گلابر و زخمهای کبابشده از حسرت، عمق درد شاعر را نشان میدهد.
این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و حسرتهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز میکند.
غزل ۶۵۹۶ - به ستم کی رود از جای دل غم دیده؟
به ستم کی رود از جای دل غم دیده؟
این سپندی است که مرگ بسی آتش دیده ۱
زخم ناسور من از حسرت مشک است کباب
شانه زلف سیاهش به سمن پیچیده ۲
گوهر راز مرا بر کف اظهار گذاشت
دیده اشک فشان از نگه دزدیده ۳
چه غم از ناز خریدار گرانجان دارد؟
آن که از گرمی بازار دکان برچیده ۴
از خیال گل رخسار تو هر قطره اشک
گل ابری است که در خون شفق غلطیده ۵
گوهری را که ظفرخان نبود جوهریش
نشمارندش ارباب خرد سنجیده ۶
این سپندی است که مرگ بسی آتش دیده ۱
زخم ناسور من از حسرت مشک است کباب
شانه زلف سیاهش به سمن پیچیده ۲
گوهر راز مرا بر کف اظهار گذاشت
دیده اشک فشان از نگه دزدیده ۳
چه غم از ناز خریدار گرانجان دارد؟
آن که از گرمی بازار دکان برچیده ۴
از خیال گل رخسار تو هر قطره اشک
گل ابری است که در خون شفق غلطیده ۵
گوهری را که ظفرخان نبود جوهریش
نشمارندش ارباب خرد سنجیده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۹۵ - چه شبی بود که آن نرگس خواب آلوده
گوهر بعدی:غزل ۶۵۹۷ - به جان رسید دل روشنم ز بخت سیاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.