سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۳۵ - همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۷۱ - بیشتر عمر چنان بودهام
بیشتر عمر چنان بودهام مولوی : رباعیات
رباعی ۵۴۱ - انوار صلاح دین برانگیخته باد
انوار صلاح دین برانگیخته باد رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۹ - گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
گر نقاب از رخ آن صنم گیرد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۱۰ - هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند
هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۲۷ - چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست
چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۴ - از آن لب شکوه ام بسیار و هر شب
از آن لب شکوه ام بسیار و هر شب سعیدا : غزلیات
شماره ۴۴۱ - عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ
عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۸۱ - ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۷ - ای آن که گرفته ام به کوی تو پناه
ای آن که گرفته ام به کوی تو پناه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۶۴ - عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
عاشق که حرف عشق به اغیار می زند قاسم انوار : انیس العارفین
بخش ۲۳ - فی معرفة العشق و العقل و ادبارهما
حاکم مطلق،خدای ذوالجلال وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۰۵ - ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت
ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۸۸ - تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
تا سینه ام به داغ محبت رسیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۱۷ - در گردش آورید می لعل فام را
در گردش آورید می لعل فام را میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۲۰ - بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا
بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا امام خمینی : غزلیات
قصه مستی
آنکه دل خواهد، درون کعبه و بتخانه نیست عطار نیشابوری : پندنامه
در بیان شش چیز که بکار آید
در جهان شش چیز میآید بکار شاطرعباس صبوحی : غزلیات
مژدۀ دیدار
به گوشم مژدهای آمد که امشب یار میآید یغمای جندقی : بخش سوم
شماره ۴۰ - از عهدیکه فراشان قضا و قدر، به آفتابه زرین مهر، و لاجوردی طشت سپهر، دست پروردگان
از عهدیکه فراشان قضا و قدر، به آفتابه زرین مهر، و لاجوردی طشت سپهر، دست پروردگان خوان موانست را از نعمای جان پرور مواصلت شسته اند، و مشاهده نگار دفترخانه ازلی اجزای یومیه متنعمان سماط صحبت را مصلحت در خون جگر و پاره دل که قوت غالب میهمانان سفره حرمان است جسته، رشحات سرشک حیرتم آفتابه مثال از لوله مژگان ریزان است، و از طشت کوبیدن های سینه تنگم آشنا و بیگانه گریزان.
شماره ۴۳۵ - همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۷۱ - بیشتر عمر چنان بودهام
بیشتر عمر چنان بودهام مولوی : رباعیات
رباعی ۵۴۱ - انوار صلاح دین برانگیخته باد
انوار صلاح دین برانگیخته باد رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۹ - گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
گر نقاب از رخ آن صنم گیرد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۱۰ - هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند
هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۲۷ - چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست
چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۴ - از آن لب شکوه ام بسیار و هر شب
از آن لب شکوه ام بسیار و هر شب سعیدا : غزلیات
شماره ۴۴۱ - عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ
عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۸۱ - ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۷ - ای آن که گرفته ام به کوی تو پناه
ای آن که گرفته ام به کوی تو پناه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۶۴ - عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
عاشق که حرف عشق به اغیار می زند قاسم انوار : انیس العارفین
بخش ۲۳ - فی معرفة العشق و العقل و ادبارهما
حاکم مطلق،خدای ذوالجلال وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۰۵ - ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت
ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۸۸ - تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
تا سینه ام به داغ محبت رسیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۱۷ - در گردش آورید می لعل فام را
در گردش آورید می لعل فام را میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۲۰ - بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا
بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا امام خمینی : غزلیات
قصه مستی
آنکه دل خواهد، درون کعبه و بتخانه نیست عطار نیشابوری : پندنامه
در بیان شش چیز که بکار آید
در جهان شش چیز میآید بکار شاطرعباس صبوحی : غزلیات
مژدۀ دیدار
به گوشم مژدهای آمد که امشب یار میآید یغمای جندقی : بخش سوم
شماره ۴۰ - از عهدیکه فراشان قضا و قدر، به آفتابه زرین مهر، و لاجوردی طشت سپهر، دست پروردگان
از عهدیکه فراشان قضا و قدر، به آفتابه زرین مهر، و لاجوردی طشت سپهر، دست پروردگان خوان موانست را از نعمای جان پرور مواصلت شسته اند، و مشاهده نگار دفترخانه ازلی اجزای یومیه متنعمان سماط صحبت را مصلحت در خون جگر و پاره دل که قوت غالب میهمانان سفره حرمان است جسته، رشحات سرشک حیرتم آفتابه مثال از لوله مژگان ریزان است، و از طشت کوبیدن های سینه تنگم آشنا و بیگانه گریزان.