خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عناصر طبیعت و زندگی روزمره برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی استفاده می‌کند. در آن، مفاهیمی مانند عشق، آرامش، روشنگری، و عبرت‌آموزی از زندگی مطرح شده‌است. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند "می"، "تیغ زبان"، و "صبح آگاهی" به بیان احساسات و تجربیات انسانی می‌پردازد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۹۰۲ - می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش

می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش
چون سبوخالی شد ازمی بار می گرددبه دوش ۱

صحبت اشراق راتیغ زبان درکار نیست
صبح چون گردید روشن شمع می گردد خموش ۲

می شود دست نوازش باعث آرام دل
خشت اگر مانع تواند شد خم می را ز جوش ۳

در سخن لب جلوه زخم نمایان می کند
می شود تیغ دودم هرگاه می گردد خموش ۴

صبح آگاهی شود گفتم مراموی سفید
پرده دیگر فزون شد برگرانیهای گوش ۵

بازی جنت مخور، کز بهر عبرت بس بود
آنچه آدم دید ازان گندم نمای جو فروش ۶

شورش عشق است درفرهاد از مجنون زیاد
سیل در کهسار صائب بیشتر دارد خروش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۰۱ - آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰۳ - پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.