فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
بهار خاموش
ندانم این نسیم بال بسته
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۱۵ - از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
از عشق اگر دلت چو کبابی به تابه ایست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۱۱ - کجا چشم بد از دود سپندم در گزند افتد؟
کجا چشم بد از دود سپندم در گزند افتد؟
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۱۴ - بردار ز پیش پردهٔ خود بینی
بردار ز پیش پردهٔ خود بینی
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۴۲ - تاریخ وفات سیدی احمد
آه ازین چرخ بیوفا کز وی
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۵۵ - گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ
گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۸ - ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲ - در ستایش رستم خان فرماید
من آن نشاط ‌کز این بزم دلستان بینم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۷۹ - عمری بودم بخدمتت بسته میان
عمری بودم بخدمتت بسته میان
محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۶۴ - در رثاء
دلا چو ابر بهاری به نوحه و زاری
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۵۲ - هر کرا یار یار می‌افتد
هر کرا یار یار می‌افتد
سنایی غزنوی : الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
اندر صفت نقص دنیا
مال بر کف چو پیل بر کشتیست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۵۲ - ای ساز قدس دل به جهان نوا مبند
ای ساز قدس دل به جهان نوا مبند
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۰۷ - زهی نسخه آفرینش جمالت
زهی نسخه آفرینش جمالت
جامی : دفتر اول
بخش ۶۱ - در بیان آنکه ملازمت مصلی مر شطر مسجد حرام را بنا به انقیاد امر حق و اتباع شریعت اوست و الا هویت حق سبحانه چنانکه در قبله مصلی هست در جمیع جهات هست
گر مصلی کند به وقت صلاة
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۰۳ - چون دل نهد از بیم هلاک من و تو
چون دل نهد از بیم هلاک من و تو
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۴۸ - به میرزا محمد علی نواب اصفهانی در ری نگاشته
فدای وجودت، دیروز سرکار شاهرخ خان را ملاقات کردم از شوق و محبت سرکار نسبت به ایشان داستان ها گذشت، ایشان نیز از میل و رغبت دیدار حضرت تفصیلات سرودند، در خاتمت گفت و گزار فرمود، که من همواره طالب خدمت و خریدار صحبت ایشانم، روز جنجال مردم مجال معاشرت و فراغ مصاحبت نخواهد داد. چون شب ... لباس کرد خرگاه افق پرده سام افکند . روز ملاقات است، شب نیز برخی اعزه بی جهت و حضور ایشان مکروه خاطر نواب است بدون رضای من می مانند، و بعضی شب ها شاهزادگان و غیره به ضیافتم می خوانند. اولی آن است که هر شب سرکار نواب دولت شهود ارزانی خواهند داشت، اعلامی شود که هم وعده گیران را جواب دهم، هم عزیزان بی جهت را مجاب سازم. هر شب رای شریف به دعوت شاهرخی قرار می گیرد بر نگار آگاهش فردا شب یا شب دیگر هر هنگام مشخص فرمایند من آماده ام و ایستاده.
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۸ - ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۵۱۲ - نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگی
نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگی
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۵۸ - آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟