متن فوق بیانگر شرح حال و احساسات نویسنده دربارهی وضعیت خود و روابطش با بزرگان و حاکمان است. او از رنجها و مشکلات خود میگوید و از لطف و مرحمت سیفالدوله که به او توجه کرده و او را از وضعیت دشوار نجات داده، قدردانی میکند. نویسنده اظهار میکند که اگرچه تلاش کرده تا خود را بهبود بخشد، اما هنوز احساس شرمساری و ناتوانی دارد. او امیدوار است که مورد بخشش قرار گیرد و به زندگی شرافتمندانه ادامه دهد.
متن دارای ساختار ادبی پیچیده و واژگان سنگین است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، محتوای عاطفی و روانشناختی آن مناسب مخاطبان با درک بالاتر از ادبیات و تاریخ است.
شمارهٔ ۱۶ - به نواب بهمن میرزا در رجعت آذربایجان نگاشته
همان خوشتر که خوشتر از این ها پایمرد و دستاویز گیرم و از سرکار والا هم سوی سرکار والا گریز، فرد: ۲
بسکه هست از همه کس وز همه سو راه به تو
به تو برگردد اگر راه روی بر گردد ۳
با این نگارش که آراسته راستی است و این گزارش که پیراسته کاستی به درستی خواهند یافت، که لغزش و گناهی که رفت بی دانست و توانست من بنده خاست، و این گریز و گران جانی که همی رود نه از راه ناسپاسی و نافرمانی است آن از بیماری زاد و این از شرمساری رست. اگر خداوندانه پرده داری کنند و آمرزگاری فرمایند، هر هنگام فرخ روان و فرخنده فرگاه سرکاری را پروای رنج افزائی این تباه کار سیاه نامه باشد، سربندگی بر خاک درگاه خواهم سود و گردن سر بلندی بر اوج مهر و ماه خواهم افراشت. بار خدا آگاه است و پاک نهاد بزرگان گواه، که آن هستی را که پای تا سر خداپرستی است به خداوندی بنده ام و بنده وارش از در یکتائی پرستنده، زندگانی پاینده باد و کامرانی فزاینده. ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.