فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۴۶ - سوگواران را مجال بازدید و دید نیست
سوگواران را مجال بازدید و دید نیست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۱ - تیغ از کف و بازوی تو ای فخر امم
تیغ از کف و بازوی تو ای فخر امم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۷۴ - از آب زندگی به شراب التفات کن
از آب زندگی به شراب التفات کن
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۹ - آنکس آگه ز پریشانی احوال من است
آنکس آگه ز پریشانی احوال من است
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۹۶ - گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست
گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۹ - در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر
در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر
فلکی شروانی : قصاید
شمارهٔ ۵ - در توصیف اسب ممدوح
این دل چه دلست و این چه یار است
سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۹ - جوانمردی را در جنگِ تاتار جراحتی هول رسید
جوانمردی را در جنگِ تاتار جراحتی هول رسید.
رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۱ - النوبة الاولى
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان، یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان اتَّقُوا رَبَّکُمُ بپرهیزید از خداوند خویش، الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ آن خداوند که شما را بیافرید از یک تن، وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها و بیافرید از آن یک تن، جفت وى وَ بَثَّ مِنْهُما و از ایشان هر دو پراکند در جهان، رِجالًا کَثِیراً وَ نِساءً مردان و زنان فراوان، وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ و بپرهیزید از خشم آن خداى که داد و زینهار از یکدیگر بوى میخواهید، وَ الْأَرْحامَ و بپرهیزید از خویشاوندان ببریدن، إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً (۱) که خداى بر شما دیده بان است و گوشوان.
عطار نیشابوری : پندنامه
در صفت اخلاق ذمیمه
چارچیز دیگر ای نیکو سرشت
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۶۰ - عالم جسم است و نور جانی مائیم
عالم جسم است و نور جانی مائیم
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۷ - به میرزا احمد صفائی فرزند خود نوشته
احمد نخستین نامه های ترا از گزارش من و نگارش ابراهیم دستوری و پاسخ این است، بینوش و بپذیر و کارفرمای و سود اندوز. علی نقی و مادرش خود از این داد و ستد گسستن خواسته اند، همراه میرزا ابراهیم به شما دستوری فرستادم سود و بهبود ما در گسیختن است نه آویختن. اگر جز این باشد پرده ما دیر یا زود دریده خواهد شد. باور نداری در بارنامه آسمانی آویز و با پاک یزدان کنکاش کن او زیان و سود بندگان را از همه بهتر شناسد. چنانچه بستگی را رستگی رست، او را به هاشمی گوهری پاک زاد پیمان زنا شوهری دربند، خواستن و فرستادن دائی بسیار بجا و سزاست ولی چونان بفرست که از رهگذر بستگان آسوده زید زیرا که آدمی آن پندار و اندیشه است و چون او فراجای دیگر باشد این استخوان و ریشه کوه خاک و گل است و بار جان و دل. گزارش بلوچ را تنی دوانارکی زبان آور همه جا رو و همه چیز گوی شنیدند، در بدر همی پویند و سر به سر همی گویند تا کیفر و پاداش حسینعلی و ایشان و دیگر نیک کرداران و بد اندیشان چه باشد؟ ساخت و سازش با پسرهای علی اکبر بیک فرخنده همایون است و همواره با ایشان و دیگران ما را اندیشه ساخت و سازش و نواخت و نوازش بوده، اگر چه دانم این میوه به کام نرسد و این مرغ به دام نیفتد ولی شما پاس اندیش پیمان و پیوند باشید شاید این بار شکسته و گسسته نگردد.
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۸۵ - خط مشکین را به گرد خال آن مهوش ببین
خط مشکین را به گرد خال آن مهوش ببین
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - عاشقم بر دلبری با کس چرا گویم که کیست
عاشقم بر دلبری با کس چرا گویم که کیست
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۵۴ - بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت است
بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت است
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۲ - عالم همه هیچ و کار عالم همه هیچ
عالم همه هیچ و کار عالم همه هیچ
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۱۲ - غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست
غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۳۱ - دل که از لعل لبش جام شرابی دارد
دل که از لعل لبش جام شرابی دارد
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۸ - یا رب مددی زلطف تعیینم کن
یا رب مددی زلطف تعیینم کن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۲۶ - غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟