صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۰۳ - ز لباس تن برون آ به گه نیاز کردن
ز لباس تن برون آ به گه نیاز کردن
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۲۵ - سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی
سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی
نسیمی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۶۵ - بس که نالیدم نه قوّت ماند در من نه نفس
بس که نالیدم نه قوّت ماند در من نه نفس
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۷۴ - ای خدایت زهر بلاحافظ
ای خدایت زهر بلاحافظ
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۳۳ - به بوی زلف تو دیوانه گشتم
به بوی زلف تو دیوانه گشتم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۶۸ - گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتری
گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتری
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۳۰ - از جان من حکایت جانان من بپرس
از جان من حکایت جانان من بپرس
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - تا رست بگرد شکرت شاخ نبات
تا رست بگرد شکرت شاخ نبات
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۷ - دامی ز نماز گرد خود بافته ام
دامی ز نماز گرد خود بافته ام
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۰۹ - دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک
دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک
فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
وهم ِ سبز
تمام روز در آیینه گریه می کردم
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۵۱ - دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را
دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۴۴ - مقاله دوازدهم در شرح حال علمای از عمل دور و سف های به جهل و جدل مغرور
ای علم علم برافراخته
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٣ - خرد چون کند دوستی با کسی
خرد چون کند دوستی با کسی
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۲۶ - پیدا کردن سبب تقصیر خلق در شکر
بدان که تقصیر خلق در شکر از دو سبب است: یکی جهل است به بسیاری نعمت که نعمتهای خدای تعالی را کس حد و اندازه و شمار نداند، چنان که گفت، «و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها» و ما در کتاب احیا بعضی از آن نعمتها که حق تعالی راست بگفته ایم تا به قیاس آن بدانند که ممکن نیست که همه نعمتها تواند شناختن و این کتاب آن احتمال نکند.
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۱۸۲
پادشاهی عاشقی را گفت خواهی که من باشی گفت خواهم که من نباشم یعنی چون مرا از حریت من دل گرفته است بدان عوائق که تو بدان گرفتاری کی بنده شوم ای برادر عاشق باید که آزاد بود و بغم شاد بود آرزومند و دربند بود لعمری چون آرزومند او بود:
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۷۴ - تا روز همه شب از هوس بیدارم
تا روز همه شب از هوس بیدارم
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۳۸ - تو که در چشم چنین غمزه کافر داری
تو که در چشم چنین غمزه کافر داری
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهاد
بود مردانه زنی در موصل