صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۹۶ - اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه
دل روی مراد از آن ندیده است ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۲۲۴ - خدایگانا ای آنکه شاهد ظفرت
خدایگانا ای آنکه شاهد ظفرت ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت مرغ پیر که به دام افتاد
خواندم اندر حدیث « کنفوسیوس» شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۸ - فی الفوائد المتفرقة فیما یتضمن الاشارة الی قوله تعالی ان الله یأمرکم أن تذبحوا بقرة
ابذلوا اروا حکم یا عاشقین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۱۹ - خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۹۹ - ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد
ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۴۲ - خطی کان رخ تازه می آورد
خطی کان رخ تازه می آورد وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند نهم - ای خاک کربلا تو به از مشک و عنبری
ای خاک کربلا تو به از مشک و عنبری اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
نامه سوم از زبان عاشق به معشوق
مگر با ما سر یاری نداری؟ اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۴ - هر جا[ن] که شنیده است ندای دردت
هر جا[ن] که شنیده است ندای دردت سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۷۸ - بزم آرائی جمشید
ملک گفتا مباد ای صبح اصحاب محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۶ - عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود
عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۸ - هله ای کیا، نفسی بیا
هَله ای کیا، نَفَسی بیا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۹۵ - زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می شود
زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می شود هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
الکلام فی الجمع و التفرقة
جمع کرد خدای تعالی خلق را اندر دعوت؛ قوله، تعالی: «واللّهُ یَدْعُوا إلی دارِ السّلام (۲۵/یونس)»، آنگاهشان فرق کرد اندر حق هدایت وگفت قوله، تعالی: «وَیَهْدی مَنْ یَشاءُ إلی صراطٍ مُستقیمٍ (۲۵/یونس).» جمله را بخواند از روی دعوت و گروهی را براند به حکم اظهار مشیت. جمع کرد و جمله را فرمان داد و فرق کرد و گروهی را به خذلان داد، بعضی را به توفیق قبول گردانید و نیز جمع کرد به نهی و فرق کرد. گروهی را عصمت داد و گروهی را میل آفت. پس بدین معنی جمع، حقیقت و سرّ معلوم و مراد حق باشد و تفرقه اظهار امر وی؛ چنانکه ابراهیم را فرمود که: «حلق اسماعیل ببُر»، و خواست که نبرد. ابلیس را گفت: «سجده کن آدم را»، و خواست که نکند و نکرد و مانند این بسی است. «الجمعُ ما جَمَعَ باوصافِه و التّفرقَةُ مافرَّقَ بافعالّه.» این جمله انقطاع ارادت باشد و ترک تصرف خلق اندر اثبات ارادت حق. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۶۸ - از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست
از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۱۴ - بیا که دانه لطیف است رو، ز دام مترس
بیا که دانه لَطیف است رو زِ دامْ مَتَرس میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۷ - ساقی به جلوه آر، می همچو لاله را
ساقی به جلوه آر، می همچو لاله را سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۵۹ - ای مرا بیشه دوستداری تو
ای مرا بیشه دوستداری تو
غزل ۲۴۹۶ - اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه
دل روی مراد از آن ندیده است ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۲۲۴ - خدایگانا ای آنکه شاهد ظفرت
خدایگانا ای آنکه شاهد ظفرت ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت مرغ پیر که به دام افتاد
خواندم اندر حدیث « کنفوسیوس» شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۸ - فی الفوائد المتفرقة فیما یتضمن الاشارة الی قوله تعالی ان الله یأمرکم أن تذبحوا بقرة
ابذلوا اروا حکم یا عاشقین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۱۹ - خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۹۹ - ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد
ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۴۲ - خطی کان رخ تازه می آورد
خطی کان رخ تازه می آورد وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند نهم - ای خاک کربلا تو به از مشک و عنبری
ای خاک کربلا تو به از مشک و عنبری اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
نامه سوم از زبان عاشق به معشوق
مگر با ما سر یاری نداری؟ اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۴ - هر جا[ن] که شنیده است ندای دردت
هر جا[ن] که شنیده است ندای دردت سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۷۸ - بزم آرائی جمشید
ملک گفتا مباد ای صبح اصحاب محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۶ - عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود
عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۸ - هله ای کیا، نفسی بیا
هَله ای کیا، نَفَسی بیا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۹۵ - زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می شود
زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می شود هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
الکلام فی الجمع و التفرقة
جمع کرد خدای تعالی خلق را اندر دعوت؛ قوله، تعالی: «واللّهُ یَدْعُوا إلی دارِ السّلام (۲۵/یونس)»، آنگاهشان فرق کرد اندر حق هدایت وگفت قوله، تعالی: «وَیَهْدی مَنْ یَشاءُ إلی صراطٍ مُستقیمٍ (۲۵/یونس).» جمله را بخواند از روی دعوت و گروهی را براند به حکم اظهار مشیت. جمع کرد و جمله را فرمان داد و فرق کرد و گروهی را به خذلان داد، بعضی را به توفیق قبول گردانید و نیز جمع کرد به نهی و فرق کرد. گروهی را عصمت داد و گروهی را میل آفت. پس بدین معنی جمع، حقیقت و سرّ معلوم و مراد حق باشد و تفرقه اظهار امر وی؛ چنانکه ابراهیم را فرمود که: «حلق اسماعیل ببُر»، و خواست که نبرد. ابلیس را گفت: «سجده کن آدم را»، و خواست که نکند و نکرد و مانند این بسی است. «الجمعُ ما جَمَعَ باوصافِه و التّفرقَةُ مافرَّقَ بافعالّه.» این جمله انقطاع ارادت باشد و ترک تصرف خلق اندر اثبات ارادت حق. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۶۸ - از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست
از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۱۴ - بیا که دانه لطیف است رو، ز دام مترس
بیا که دانه لَطیف است رو زِ دامْ مَتَرس میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۷ - ساقی به جلوه آر، می همچو لاله را
ساقی به جلوه آر، می همچو لاله را سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۵۹ - ای مرا بیشه دوستداری تو
ای مرا بیشه دوستداری تو