بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۴۹ - گشودی زلف مشک افشان جهان رامشکبو کردی
گشودی زلف مشک افشان جهان رامشکبو کردی
اهلی شیرازی : شمع و پروانه
بخش ۸ - مدح امیر اعظم شاه قلی بیگ
فلک قدری که هست از عزت و جاه
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۰۳ - در باغ رخ تو گل به بار است مدام
در باغ رخ تو گل به بار است مدام
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۵٢ - پایم چو بسته نیست بجائی روم کزو
پایم چو بسته نیست بجائی روم کزو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - مجنون چه اگر تشنه بحسن لیلی است
مجنون چه اگر تشنه بحسن لیلی است
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۳۵۳ - ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۹ - یک عمر در این محیط گریدم من
یک عمر در این محیط گریدم من
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۶۴ - مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
نظام قاری : فردیات
شماره ۱۷ - آستین را از نمد میبر بسرمی نه چو تاج
آستین را از نمد میبر بسرمی نه چو تاج
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۶۰ - امید خلق باقبال و دولت خویش است
امید خلق باقبال و دولت خویش است
سعیدا : غزلیات
شماره ۳۳۲ - صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد
صفای وقت جهان چون به ما نمی خواهد
هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۸۰ - روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
عطار نیشابوری : باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی
شماره ۴۷ - دل رفت و جگر با دل ریش آمد باز
دل رفت و جگر با دل ریش آمد باز
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۵ - به حاجی سید میرزای جندقی به بیابانک نگاشته
ولی محمد با خشمی گرم و چشمی بی شرم، آزی فره و ابروئی گره، پائی یاوه گرا و نائی هرزه درا، چنگی پرده در و جنگی جان شکر، باره به ری راند. چندان تباهی کرد و بیراهی فرمود که با آن مایه بردباری و سازگاری که دیده و دانی، مصرع: تابم سپری شد و درنگم گذری
ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۲۲ - حکایت پیلبان و سبکتگین
الحکایة فی معنی السّیاسة من الأمیر العادل سبکتکین، رحمة اللّه علیه‌
عبدالقهّار عاصی : اشعار نو
آزادی
درشت و هر چه درشت
غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۶۳ - طواف وداع
چون عزم بازگشتن کند، پیشین رحل دربندد و به آخر همه کارها خانه را طواف کند و طواف وداع هفت بار بود و دو رکعت نماز کند پس از آن، چنان که در صفت طواف گفته شد و در این طواف اضطباع و رفتن به شتاب نباشد و آنگاه به ملتزم شود و دعا کند و بازگردد، چنان که در خانه همی نگرد و می شود تا از مسجد بیرون شود.
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۳ - الآن الدائم
ز آن دایم اگر با افتتاحی
فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۲۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید
ای دل من ترا بشارت داد
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۷۰ - درد تو، کی توان بتن ناتوان کشید؟!
درد تو، کی توان بتن ناتوان کشید؟!