غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۸ - ای بستۀ بند هوی و هوس
ای بستۀ بند هوی و هوس صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱ - ای ازلی ذات از عیوب مبرا
ای ازلی ذات از عیوب مبرا کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴۵ - ای دل ره او می روی اوّل خون شو
ای دل ره او می روی اوّل خون شو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۸۵ - هر کس بیاض گردن او را ندیده است
هر کس بیاض گردن او را ندیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۰۰ - شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید
شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید مولوی : غزلیات
غزل ۳۲۱۲ - الا یا مالکا رق الزمان
اَلا یا مالِکًا رِقَّ الزَّمانِ یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۸۱ - عقل و دل و دین بستم از آن زلف دراز
عقل و دل و دین بستم از آن زلف دراز فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۵۴ - این جعبه که آرا همه در دامن اوست
این جعبه که آرا همه در دامن اوست احمد شاملو : هوای تازه
پریا
به فاطیِ ابطحیِ کوچک صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲۰ - منه به زمرهٔ انعام نام انسانی
منه به زمرهٔ انعام نام انسانی نهج البلاغه : خطبه ها
به ابوذر هنگام تبعید به ربذه
و من كلام له عليهالسلام لأبي ذر رحمه الله لما أخرج إلى الربذة اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۹ - چو خستگان ز دردل گشاد می یابند
چو خستگان ز دردل گشاد می یابند اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۶ - خود بین هرگز به هیچ حاصل نرسد
خود بین هرگز به هیچ حاصل نرسد عطار نیشابوری : باب بیست و ششم: در صفت گریستن
شماره ۲ - در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز
در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز نهج البلاغه : خطبه ها
مشاوره نظامى برای نبرد با رومیان
و من كلام له عليهالسلام و قد شاوره عمر بن الخطاب في الخروج إلى غزو الروم امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۵ - تتبع مخدوم
یا رب چه بلائیست که آن شوخ قدح نوش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۶۱ - عشق آمد و گفت تا بر او باشم
عشق آمد و گفت تا بر او باشم اوحدی مراغهای : جام جم
در مضمون این کتاب
نامهٔ اولیاست این نامه سعیدا : غزلیات
شماره ۴۱۴ - آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط ملا احمد نراقی : باب چهارم
مذمت فاش کردن راز مردم
صفت دهم: مذمت فاش کردن راز مردم و فضیلت رازداری است و این اعم است از اظهار عیوب مردم، زیرا «راز» می تواند شد از عیوب باشد و می تواند شد نباشد لیکن حد افشای آن موجب ایذاء و اهانت به حق دوستان یا غیرایشان است و این عمل در شرع، مذموم، و صاحب آن در نزد عقل، معاتب و ملوم است.
شماره ۸ - ای بستۀ بند هوی و هوس
ای بستۀ بند هوی و هوس صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱ - ای ازلی ذات از عیوب مبرا
ای ازلی ذات از عیوب مبرا کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴۵ - ای دل ره او می روی اوّل خون شو
ای دل ره او می روی اوّل خون شو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۸۵ - هر کس بیاض گردن او را ندیده است
هر کس بیاض گردن او را ندیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۰۰ - شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید
شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید مولوی : غزلیات
غزل ۳۲۱۲ - الا یا مالکا رق الزمان
اَلا یا مالِکًا رِقَّ الزَّمانِ یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۸۱ - عقل و دل و دین بستم از آن زلف دراز
عقل و دل و دین بستم از آن زلف دراز فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۵۴ - این جعبه که آرا همه در دامن اوست
این جعبه که آرا همه در دامن اوست احمد شاملو : هوای تازه
پریا
به فاطیِ ابطحیِ کوچک صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲۰ - منه به زمرهٔ انعام نام انسانی
منه به زمرهٔ انعام نام انسانی نهج البلاغه : خطبه ها
به ابوذر هنگام تبعید به ربذه
و من كلام له عليهالسلام لأبي ذر رحمه الله لما أخرج إلى الربذة اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۹ - چو خستگان ز دردل گشاد می یابند
چو خستگان ز دردل گشاد می یابند اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۶ - خود بین هرگز به هیچ حاصل نرسد
خود بین هرگز به هیچ حاصل نرسد عطار نیشابوری : باب بیست و ششم: در صفت گریستن
شماره ۲ - در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز
در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز نهج البلاغه : خطبه ها
مشاوره نظامى برای نبرد با رومیان
و من كلام له عليهالسلام و قد شاوره عمر بن الخطاب في الخروج إلى غزو الروم امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۵ - تتبع مخدوم
یا رب چه بلائیست که آن شوخ قدح نوش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۶۱ - عشق آمد و گفت تا بر او باشم
عشق آمد و گفت تا بر او باشم اوحدی مراغهای : جام جم
در مضمون این کتاب
نامهٔ اولیاست این نامه سعیدا : غزلیات
شماره ۴۱۴ - آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط ملا احمد نراقی : باب چهارم
مذمت فاش کردن راز مردم
صفت دهم: مذمت فاش کردن راز مردم و فضیلت رازداری است و این اعم است از اظهار عیوب مردم، زیرا «راز» می تواند شد از عیوب باشد و می تواند شد نباشد لیکن حد افشای آن موجب ایذاء و اهانت به حق دوستان یا غیرایشان است و این عمل در شرع، مذموم، و صاحب آن در نزد عقل، معاتب و ملوم است.