کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۱۵ - دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود
دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود
سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
اندر معنی بیداری ملوک و سلاطین و حفظ و بخشش ایشان
شاه محمود زاولی به شکار
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۳۷ - نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۸۰ - پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه
پیشِ جوشِ عَفوِ بی‌حَدِّ تو شاه
مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۰۲ - عشق را با گفت و با ایما چه کار؟
عشقْ را با گفت و با ایما چه کار؟
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۱۶۴ - طریق عرف سید گفت با تو
طریق عرف سید گفت با تو
سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
حکایت اندر کار نادانی و بی‌سیاستی پادشاه
به نقیبی بگفت روزی امین
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶ - در بیان آنکه حق تعالی در نهاد هر کس خاصیتی نهاده است که بجز بجنس خود نیارامد و اگر بیارامد بنابر علتی باشد و آن خاصیت همچو موکلی است که شخص را بجنس خود میبرد که ان الله تعالی ملکا یسوق الجنس الی الجنس و در تقریر آنکه جنس جنس آفریدن را سبب آن بود که چیزها بضد ظاهر میشود که و بضدهاتتبین الاشیاء دیگر آنکه کمال صنعت آنست که بر بد و نیک قادر باشد زیرا که اگر بر نیک توانا باشد و نتواند بد ساختن قادر تمام نباشد پس نسبت بخدا نیک و بد یکسان‌اند از آنره که هر دو معرف کمال صنعت حق‌اند لیکن اگر از این نسبت قطع نظر کنی نیک و بد کی یکسان باشد. تقریری دیگر که بی این نسبت و تعلیل کشف شود که نیک و بد همه نیک است چون این تقریر را بصدق شنیده باشی و قبول کرده باشی ببرکت این حق تعالی بدانت نیز راه دهد
هست حق را فرشته ای بزمین
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۲ - امروز که خورشید سمای سخنم
امروز که خورشید سمای سخنم
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۱۷ - چه رنجم از تو گر کشتی به نازم
چه رنجم از تو گر کشتی به نازم
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۳۳ - بر امید آنکه بینم روی دوست
بر امید آنکه بینم روی دوست
شاه نعمت‌الله ولی : قصاید
قصیده ۶ - عمر بی عشق می گذاری هیچ
عمر بی عشق می گذاری هیچ
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۴۲ - ای که ز سودای عشق بی سر و پا مانده‌ای
ای که ز سودای عشق بی سر و پا مانده‌ای
سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۴۵ - ای وجودت سبب راحت و آسایش خلق
ای وجودت سبب راحت و آسایش خلق
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۸۷ - جانست وتن در آتش عشق ودرآب چشم
جانست وتن در آتش عشق ودرآب چشم
عطار نیشابوری : باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن
شماره ۲۴ - عمری که نه در حضور جان خواهد بود
عمری که نه در حضور جان خواهد بود
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۳۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ اى خداوندى که بندگانت همه فانى‏اند و تو باقى! اى خداوندى که رهیگانت همه برسیدنى‏اند و تو بودنى! بودى تو و کس نبود! بمانى تو و کس نماند! همه مقهوراند و تو قهار! همه مأموراند و تو جبّار! همه مصنوع‏اند تو کردگار! همه مردنى‏اند و تو زنده پاینده! همه رفتنى‏اند و تو خداوندى گمارنده، و با همه تاونده.
فریدون مشیری : گناه دریا
برای آخرین رنج
ای آخرین رنج،
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۴۱ - شوخیش را نکند گوشه نشین خانه زین
شوخیش را نکند گوشه نشین خانه زین
عطار نیشابوری : بخش سی و هفتم
الحكایة ‌و التمثیل
بود محمود و حسن در بارگاه