واعظ قزوینی : مثنویات
شمارهٔ ۱۳ - مثنوی سفرنامه مازندران واعظ و تعریف شهر اشرف و مدح شاه عباس ثانی
شبی کز پی نبود آه سحرگاه اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۹۱ - ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست
ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۹ - یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۶۴ - روزبهان شیرازی قُدِّسَ سِرُّه العزیز
ابومحمد نام داشت و پدرش ابی نصر بقلی بوده و خود به شیخ شطاح معروف گشته. مولد آن جناب شهر فسا از توابع شیراز و جامع علوم صوری و معنوی و فارس میدان حقیقت و مجاز است. آن جناب را درعلوم، پایگاه عالی بود و رسالات حقایق آیات ظاهر فرمود. تفسیر عرایس و کتاب الانوار فی کشف الاسرار و شطحیات عربی و فارسی و غیره دارند. مسافرت بسیار کرده با شیخ ابونجیب سهروردی مدتها به سرآورد. خرقه از سراج الدین محمود بن خلیفة بن عبدالسلم بن احمد پوشیده. صاحب فتوحات گفته است که وی عمری در مکه مجاور بوده و در استغراق و حال، فریاد و بانگ میکرد. چنانکه اهل طواف را مشوش میداشت و غالب، طواف وی بر بام حرم بود و حال وی صادق، یعنی تکلف نمیفرمود. مدت پنجاه سال در جامع عتیق شیراز وعظ میفرمود و در حال غلبهٔ وجد از وی سخنان بلند که هرکس فهم آن نداشت، ظهور مینمود. مجملاً در سنهٔ ۶۰۶ فوت یافت و مزارش معروف است. از اوست: فصیحی هروی : قصاید
شمارهٔ ۷ - مفاخره و مدح حافظ محب علی
بازم نفس به لجه فیضی شناورست قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ - در ستایش یکی از سرداران ولیعهد مبرور فرماید
امین داور و دارا معین ملت و ایمان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۸۱ - ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۱۵ - فی ذم المتهمین بجمع أسباب الدنیا، المعرضین عن تحصیل أسباب العقبی
نان و حلوا چیست؟ اسباب جهان الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۳ - برداشتن امام علیه السلام بیعت ازگردن اولاد عقیل و پا سخ ایشان
بفرمود زان پس به آل عقیل (ع) سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
تفصیل العلل و هی خمسون نوعا
نبض و قاروره و رسوب و علل سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران
رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران مولوی : غزلیات
غزل ۷۲ - به خانه خانه میآرد، چو بیذق شاه جان ما را
به خانه خانه میآرَد، چو بیَذَقْ شاهِ جانْ ما را مولوی : رباعیات
رباعی ۹۵۷ - صد بار بگفت یار هرجا مگریز
صد بار بگفت یار هرجا مگریز جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۱۳ - چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۲۵ - رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۵۲ - هر روز بیاید آن سپهدار سماع
هر روز بیاید آن سپهدار سماع مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۷۱ - ای دل سر همتم که چون چرخ فروست
ای دل سر همتم که چون چرخ فروست سعدی : مفردات
بیت ۴۲
دو عاشق را به هم بهتر بود روز جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۰۵ - چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
شمارهٔ ۱۳ - مثنوی سفرنامه مازندران واعظ و تعریف شهر اشرف و مدح شاه عباس ثانی
شبی کز پی نبود آه سحرگاه اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۹۱ - ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست
ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۹ - یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۶۴ - روزبهان شیرازی قُدِّسَ سِرُّه العزیز
ابومحمد نام داشت و پدرش ابی نصر بقلی بوده و خود به شیخ شطاح معروف گشته. مولد آن جناب شهر فسا از توابع شیراز و جامع علوم صوری و معنوی و فارس میدان حقیقت و مجاز است. آن جناب را درعلوم، پایگاه عالی بود و رسالات حقایق آیات ظاهر فرمود. تفسیر عرایس و کتاب الانوار فی کشف الاسرار و شطحیات عربی و فارسی و غیره دارند. مسافرت بسیار کرده با شیخ ابونجیب سهروردی مدتها به سرآورد. خرقه از سراج الدین محمود بن خلیفة بن عبدالسلم بن احمد پوشیده. صاحب فتوحات گفته است که وی عمری در مکه مجاور بوده و در استغراق و حال، فریاد و بانگ میکرد. چنانکه اهل طواف را مشوش میداشت و غالب، طواف وی بر بام حرم بود و حال وی صادق، یعنی تکلف نمیفرمود. مدت پنجاه سال در جامع عتیق شیراز وعظ میفرمود و در حال غلبهٔ وجد از وی سخنان بلند که هرکس فهم آن نداشت، ظهور مینمود. مجملاً در سنهٔ ۶۰۶ فوت یافت و مزارش معروف است. از اوست: فصیحی هروی : قصاید
شمارهٔ ۷ - مفاخره و مدح حافظ محب علی
بازم نفس به لجه فیضی شناورست قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ - در ستایش یکی از سرداران ولیعهد مبرور فرماید
امین داور و دارا معین ملت و ایمان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۸۱ - ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۱۵ - فی ذم المتهمین بجمع أسباب الدنیا، المعرضین عن تحصیل أسباب العقبی
نان و حلوا چیست؟ اسباب جهان الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۳ - برداشتن امام علیه السلام بیعت ازگردن اولاد عقیل و پا سخ ایشان
بفرمود زان پس به آل عقیل (ع) سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
تفصیل العلل و هی خمسون نوعا
نبض و قاروره و رسوب و علل سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران
رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران مولوی : غزلیات
غزل ۷۲ - به خانه خانه میآرد، چو بیذق شاه جان ما را
به خانه خانه میآرَد، چو بیَذَقْ شاهِ جانْ ما را مولوی : رباعیات
رباعی ۹۵۷ - صد بار بگفت یار هرجا مگریز
صد بار بگفت یار هرجا مگریز جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۱۳ - چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۲۵ - رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۵۲ - هر روز بیاید آن سپهدار سماع
هر روز بیاید آن سپهدار سماع مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۷۱ - ای دل سر همتم که چون چرخ فروست
ای دل سر همتم که چون چرخ فروست سعدی : مفردات
بیت ۴۲
دو عاشق را به هم بهتر بود روز جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۰۵ - چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید