صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۳ - یارب ز گناه خویش شرمنده منم
یارب ز گناه خویش شرمنده منم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۹ - یک دم بی می نمی توان بود
یک دم بی می نمی توان بود رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۸ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ پاکست و بزرگوار و مهربان، خداوند جهان و جهانیان، دارنده همگنان، و نوازنده دوستان، یار درویشان و پناه ضعیفان و یادگار بىدلان، بنگر که مؤمنان را چون نواخت و ایشان را چه تشریف داد از کرم و لطف خود چه نمود، ایشان را همه فراهم داشت و دوستان و برادران یکدیگر کرد و آن گه همه را بخود نزدیک کرد از آنکه این دنیا منزلى است از منازل راه بندگان درین منزل مسافراند روى نهاده به درگاه او و مقصد ایشان نه، مگر کعبه ذو الجلال. او میان ایشان برادرى و دوستى افکند و الفت و اتحاد نهاد تا این منزل بدوستى یکدیگر برادر وار باز برند و بسعادت آخرت رسند. یکى فرا پیش سعد معاذ شد گفت: من ترا از بهر خدا دوست دارم. گفت: بشارت باد ترا که من از رسول خدا شنیدم که: فردا در قیامت کرسیهاى نور بنهند نزدیک عرش عظیم، گروهى را که رویهاشان بروشنایى چون ماه دو هفته بود همه خلق در هراس باشند و ایشان ایمن همه در بیم باشند و ایشان ساکن. گفتند: یا رسول اللَّه آن قوم کهاند؟ گفت: المتحابون فى اللَّه. سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۱۲۴ - نام تو چون بر زبان آید همی
نام تو چون بر زبان آید همی بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۴۹
گفتم ای دوستان جمع باشید با خود تا عقل و روح دیگرتان پدید آید. نبینی چون اجزای تو پراکنده بود او را نه عقل بود و نه روحی بود و نه خوشی بود و نه راحتی بود؟ چون فراهم آمدند، اللّه به برکت جمعیّت مر ایشان را عقل داد و روح داد. نبینی که هرچه نیکانند در دنیا یکی بودند و چون بِدان جهان رفتند باز همه جمعاند، که : صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۹۳ - ز خط چو یار رخ آل راکند سرسبز
ز خط چو یار رخ آل راکند سرسبز رضیالدین آرتیمانی : مقطعات و غزلیات ناتمام
۱۳
رود از رفتنت فرزانه از هوش لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۱۰۲ - به شاهد لغت چیستان، بمعنی اغلوطه پرسیدنی که بعربی لغز گویند
اگر این چیستان تو بگشایی خاقانی : غزلیات
غزل ۱۱ - جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۹۸ - جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد
جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۲۵ - مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را
مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب بیست و چهارم: اندر خانه و عقار خریدن
اما ای پسر بدان و آگاه باش که اگر ضیعت و خانه خواهی خرید هر چه خواهی از خرید و فروخت حد شرع درو نگاه دار، هر چه بخری در وقت کاسدی بخر و در وقت روایی فروش و سود طلب کن و عیب مدار که گفتهاند: بباید جمید اگر بخواهی خرید، و از مکاس کردن غافل مباش که مکاس و نفیر یک نیمه از تجارت است، اما آنچ نخری باندازهٔ سود و زیان باید خرید؛ اگر خواهی که مفلس نگردی از سود ناکرده خرج مکن، اگر خواهی که بر مایه زیان نکنی از سودی که عاقبت آن زیان خواهد بود بپرهیز و اگر خواهی که با خواستهٔ بسیار باشی و درویش مباشی حسود و آزمند مباش و در همه کار ها صبور باش، که صابری دوام عاقلیست و اندر همه کارها از صلاح خویشتن غافل مباش، که غافلی دوم احمقی است. چون کار بر تو پوشیده شود و در شغل بر تو بسته شود زود بر سر رشته شو و صبور باش تا روی کار پدید آید، هیچ کار از شتاب زدگی نیکو نشود؛ چون بر سر بیع رسیدی اگر خواهی که خوانه خری در کویی خر که مردم مصلح باشند و بکنارهٔ شهر مخر و اندرین باره مخر و از بهر ارزانی خانهٔ ویران مخر و اول همسایه نگر که گفتهاند: الجار ثم الدار. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۱ - از بساط فلک آن سوی بود بازی ما
از بساط فلک آن سوی بود بازی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۱۲ - زین سعادت که ز بال و پر ما می ریزد
زین سعادت که ز بال و پر ما می ریزد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۷ - سامان دل از بی سر و سامانی ماست
سامان دل از بی سر و سامانی ماست ایرج میرزا : قطعه ها
مهر مادر
باز چون جوجه ماکیان بیند انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۲ - در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۹ - چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟
چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟ ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۱ - ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه
ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه انوری : غزلیات
غزل ۲۰۵ - یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
شماره ۱۰۳ - یارب ز گناه خویش شرمنده منم
یارب ز گناه خویش شرمنده منم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۹ - یک دم بی می نمی توان بود
یک دم بی می نمی توان بود رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۸ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ پاکست و بزرگوار و مهربان، خداوند جهان و جهانیان، دارنده همگنان، و نوازنده دوستان، یار درویشان و پناه ضعیفان و یادگار بىدلان، بنگر که مؤمنان را چون نواخت و ایشان را چه تشریف داد از کرم و لطف خود چه نمود، ایشان را همه فراهم داشت و دوستان و برادران یکدیگر کرد و آن گه همه را بخود نزدیک کرد از آنکه این دنیا منزلى است از منازل راه بندگان درین منزل مسافراند روى نهاده به درگاه او و مقصد ایشان نه، مگر کعبه ذو الجلال. او میان ایشان برادرى و دوستى افکند و الفت و اتحاد نهاد تا این منزل بدوستى یکدیگر برادر وار باز برند و بسعادت آخرت رسند. یکى فرا پیش سعد معاذ شد گفت: من ترا از بهر خدا دوست دارم. گفت: بشارت باد ترا که من از رسول خدا شنیدم که: فردا در قیامت کرسیهاى نور بنهند نزدیک عرش عظیم، گروهى را که رویهاشان بروشنایى چون ماه دو هفته بود همه خلق در هراس باشند و ایشان ایمن همه در بیم باشند و ایشان ساکن. گفتند: یا رسول اللَّه آن قوم کهاند؟ گفت: المتحابون فى اللَّه. سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۱۲۴ - نام تو چون بر زبان آید همی
نام تو چون بر زبان آید همی بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۴۹
گفتم ای دوستان جمع باشید با خود تا عقل و روح دیگرتان پدید آید. نبینی چون اجزای تو پراکنده بود او را نه عقل بود و نه روحی بود و نه خوشی بود و نه راحتی بود؟ چون فراهم آمدند، اللّه به برکت جمعیّت مر ایشان را عقل داد و روح داد. نبینی که هرچه نیکانند در دنیا یکی بودند و چون بِدان جهان رفتند باز همه جمعاند، که : صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۹۳ - ز خط چو یار رخ آل راکند سرسبز
ز خط چو یار رخ آل راکند سرسبز رضیالدین آرتیمانی : مقطعات و غزلیات ناتمام
۱۳
رود از رفتنت فرزانه از هوش لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۱۰۲ - به شاهد لغت چیستان، بمعنی اغلوطه پرسیدنی که بعربی لغز گویند
اگر این چیستان تو بگشایی خاقانی : غزلیات
غزل ۱۱ - جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۹۸ - جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد
جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۲۵ - مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را
مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب بیست و چهارم: اندر خانه و عقار خریدن
اما ای پسر بدان و آگاه باش که اگر ضیعت و خانه خواهی خرید هر چه خواهی از خرید و فروخت حد شرع درو نگاه دار، هر چه بخری در وقت کاسدی بخر و در وقت روایی فروش و سود طلب کن و عیب مدار که گفتهاند: بباید جمید اگر بخواهی خرید، و از مکاس کردن غافل مباش که مکاس و نفیر یک نیمه از تجارت است، اما آنچ نخری باندازهٔ سود و زیان باید خرید؛ اگر خواهی که مفلس نگردی از سود ناکرده خرج مکن، اگر خواهی که بر مایه زیان نکنی از سودی که عاقبت آن زیان خواهد بود بپرهیز و اگر خواهی که با خواستهٔ بسیار باشی و درویش مباشی حسود و آزمند مباش و در همه کار ها صبور باش، که صابری دوام عاقلیست و اندر همه کارها از صلاح خویشتن غافل مباش، که غافلی دوم احمقی است. چون کار بر تو پوشیده شود و در شغل بر تو بسته شود زود بر سر رشته شو و صبور باش تا روی کار پدید آید، هیچ کار از شتاب زدگی نیکو نشود؛ چون بر سر بیع رسیدی اگر خواهی که خوانه خری در کویی خر که مردم مصلح باشند و بکنارهٔ شهر مخر و اندرین باره مخر و از بهر ارزانی خانهٔ ویران مخر و اول همسایه نگر که گفتهاند: الجار ثم الدار. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۱ - از بساط فلک آن سوی بود بازی ما
از بساط فلک آن سوی بود بازی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۱۲ - زین سعادت که ز بال و پر ما می ریزد
زین سعادت که ز بال و پر ما می ریزد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۷ - سامان دل از بی سر و سامانی ماست
سامان دل از بی سر و سامانی ماست ایرج میرزا : قطعه ها
مهر مادر
باز چون جوجه ماکیان بیند انوری : رباعیات
رباعی ۱۳۲ - در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۹ - چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟
چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟ ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۱ - ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه
ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه انوری : غزلیات
غزل ۲۰۵ - یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
یارم تویی به عالم یار دگر ندارم