رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف‏
۱۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ این نصب میم در قوم خواهى بنزع خافض نه، یعنى: من قومه، فحذف «من»، کقول الفرزدق:
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۸۰ - گشاده رویی من برد دست خصم از کار
گشاده رویی من برد دست خصم از کار
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴ - چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را
چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را
فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲ - با هنر او همه هنرها یافه
با هنر او همه هنرها یافه
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۱۷ - آفات نکاح
و اما آفات نکاح سه است:
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۸۷ - هر دمم در امتحان چندی کشی
هر دمم در امتحان چندی کشی
فضولی : ساقی نامه
بخش ۱۳ - مناظره با قانون
شبی داشتم صحبتی چون ارم
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۸۸ - غرهٔ ما جز آن عارض شهرآرا نیست
غرهٔ ما جز آن عارض شهرآرا نیست
سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
اندر قرابت فقیه گوید
ور بود خود فقیه خویشاوند
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - ای خوش آنکس کو گلی از گلشن دل چید و رفت
ای خوش آنکس کو گلی از گلشن دل چید و رفت
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۹ - ایچشمه آفتاب با روی چو ماه
ایچشمه آفتاب با روی چو ماه
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۶۱ - دارم سر آن کز خط تو سر نکشم
دارم سر آن کز خط تو سر نکشم
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۶۵ - اشک غم
حسین دانش آن سرخیل ابرار
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۲۹ - خلقان همه در آینهای مینگرند
خلقان همه در آینهای مینگرند
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۵۲۷ - خوش باشد ار آن دلبر جانانه ی ما باشد
خوش باشد ار آن دلبر جانانه ی ما باشد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۹۷۹ - عاشقان غرقند در دریای عشق
عاشقان غرقند در دریای عشق
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۲۵ - لب چون صدف به آب گهر تر نمی کنم
لب چون صدف به آب گهر تر نمی کنم
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۵۳ - ز صورت گر شوی فانی ازین معنی بقا یابی
ز صورت گر شوی فانی ازین معنی بقا یابی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۲۶ - به درد عشق تو درمان نیابم
به درد عشق تو درمان نیابم
نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۹ - همی‌گوید نصرالله محمد عبدالحمید بوالمعالی
همی گوید بنده وبنده زاده نصرالله محمد عبدالحمید بوالمعالی، تولاه الله الکریم بفضله، چون بفر اصطناع و یمن اقبال مجلس قاهری شاهنشاهی ادام الله اشراقه خانه خواجه من بنده اطال الله بقاءه و ادام ایامه و انعامه و رزقه الله سعادة الدارین قبله احرار و افاضل و کعبه علما و امائل این حضرت بزرگ لازالت ممحروسة الاطراف محمیة و الاکناف بود، و جملگی ملاذ و پناه جانب او را شناختندی، و او در ابواب تفقد و تعهد ایشان انواع تکلف و تنوق واجب داشتی، و التماسات هر یک را بر آن جمله باهتزاز و استبشار تلقی کردی که مانند آن بر خاطر اهل روزگار نتواند گذشت -و ذکر این معنی ازان شایعتر است که در آن بزیادت اطنابی حاجت افتد .