ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۶۹ - عاشق شدی عجوزه دنیا را
عاشق شدی عجوزه دنیا را جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما
آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۵۳ - ای خانه نه سپهر پرنور از تو
ای خانه نه سپهر پرنور از تو رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۹ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ مقاتل حیان گفت: قصه نزول این آیت آنست که: میان اوس و خزرج در زمانه جاهلیت عداوتى و قتالى رفته بود چون مصطفى (ص) به مدینه آمد، ایشان را صلح داد و از سر آن عداوت و کینه برخاسته بودند. روزى ثعلبة بن غنم از اوس و اسعد بن زراره از خزرج بر یکدیگر رسیدند و تفاخر کردند. ثعلبه گفت: مائیم که خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین از ماست، و حنظله غسیل ملائکه از ماست، سعد بن معاذ، الّذى اهتزّ له عرش الرحمن و رضى اللَّه بحکمه فى بنى قریظه از ماست، عاصم بن ثابت بن افلح سالار لشکر اسلام از ماست. اسعد بن زراره جواب داد که: چهار کس از بزرگان صحابه که حمله و حفظه قرآناند از مااند. ابى بن کعب، معاذ بن جبل، زید بن ثابت، و ابو زید. محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۴۵ - شیخ گفت: لایجد السلامة احد حتی یکون فی التدبیر کاهل القبور لان اللّه تعالی خلق ا
شیخ گفت: لایجد السلامة احد حتی یکون فی التدبیر کاهل القبور لان اللّه تعالی خلق الخلق مضطرین لاحیلة لهم واسعد الناس من اراه اللّه قلبه حیلته. رهی معیری : رباعیها
بیدادگری
از ظلم حذر کن اگرت باید ملک رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۳۶ - بسنگی دوستان را یاد میدار
بسنگی دوستان را یاد میدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۵۴ - مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد
مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۱۷ - قصر ساختن مه رویان خسرو برای شیرین و نشستن شیرین در قصر
چو خسرو سوی ارمن یافت تسکین اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۵۳ - مفتاح در گنج جهان نادعلی است
مفتاح در گنج جهان نادعلی است مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۷۰ - آن عشرت نو که برگرفتیم
آن عِشْرتِ نو که بَرگرفتیم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۷۶ - گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست
گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست مولوی : رباعیات
رباعی ۶۰ - گر جان داری بیا و جان باز آنجا
گر جان داری بیا و جان باز آنجا عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۸۲ - میروم بر خاک دل پر خون ز تو
میروم بر خاک دل پر خون ز تو فریدون مشیری : از دیار آتشی
نقش
نقش پایی مانده بود از من، به ساحل، چند جا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۸۹ - غنی فیض از دل شب چون فقیران در نمی یابد
غنی فیض از دل شب چون فقیران در نمی یابد کوهی : غزلیات
شماره ۱۲۸ - عنقای دلم بنوک منقار
عنقای دلم بنوک منقار شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۱۳ - در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم
در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۶ - ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ
ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ
شماره ۱۶۹ - عاشق شدی عجوزه دنیا را
عاشق شدی عجوزه دنیا را جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما
آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۵۳ - ای خانه نه سپهر پرنور از تو
ای خانه نه سپهر پرنور از تو رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۹ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ مقاتل حیان گفت: قصه نزول این آیت آنست که: میان اوس و خزرج در زمانه جاهلیت عداوتى و قتالى رفته بود چون مصطفى (ص) به مدینه آمد، ایشان را صلح داد و از سر آن عداوت و کینه برخاسته بودند. روزى ثعلبة بن غنم از اوس و اسعد بن زراره از خزرج بر یکدیگر رسیدند و تفاخر کردند. ثعلبه گفت: مائیم که خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین از ماست، و حنظله غسیل ملائکه از ماست، سعد بن معاذ، الّذى اهتزّ له عرش الرحمن و رضى اللَّه بحکمه فى بنى قریظه از ماست، عاصم بن ثابت بن افلح سالار لشکر اسلام از ماست. اسعد بن زراره جواب داد که: چهار کس از بزرگان صحابه که حمله و حفظه قرآناند از مااند. ابى بن کعب، معاذ بن جبل، زید بن ثابت، و ابو زید. محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۴۵ - شیخ گفت: لایجد السلامة احد حتی یکون فی التدبیر کاهل القبور لان اللّه تعالی خلق ا
شیخ گفت: لایجد السلامة احد حتی یکون فی التدبیر کاهل القبور لان اللّه تعالی خلق الخلق مضطرین لاحیلة لهم واسعد الناس من اراه اللّه قلبه حیلته. رهی معیری : رباعیها
بیدادگری
از ظلم حذر کن اگرت باید ملک رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۳۶ - بسنگی دوستان را یاد میدار
بسنگی دوستان را یاد میدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۵۴ - مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد
مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۱۷ - قصر ساختن مه رویان خسرو برای شیرین و نشستن شیرین در قصر
چو خسرو سوی ارمن یافت تسکین اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۵۳ - مفتاح در گنج جهان نادعلی است
مفتاح در گنج جهان نادعلی است مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۷۰ - آن عشرت نو که برگرفتیم
آن عِشْرتِ نو که بَرگرفتیم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۷۶ - گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست
گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست مولوی : رباعیات
رباعی ۶۰ - گر جان داری بیا و جان باز آنجا
گر جان داری بیا و جان باز آنجا عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۸۲ - میروم بر خاک دل پر خون ز تو
میروم بر خاک دل پر خون ز تو فریدون مشیری : از دیار آتشی
نقش
نقش پایی مانده بود از من، به ساحل، چند جا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۸۹ - غنی فیض از دل شب چون فقیران در نمی یابد
غنی فیض از دل شب چون فقیران در نمی یابد کوهی : غزلیات
شماره ۱۲۸ - عنقای دلم بنوک منقار
عنقای دلم بنوک منقار شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۱۳ - در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم
در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۶ - ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ
ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آ