طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۲۹ - شکری شود زبانم، چو به حرف من بخندی
شکری شود زبانم، چو به حرف من بخندی
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۵۳ - عبدالودود
بود عبدالودود آن پاک زادی
اهلی شیرازی : شمع و پروانه
بخش ۴۳ - ماتمداری شمع برای پروانه و جان بجانان سپردن
خوش آن یاران که دریای شفیقند
سوزنی سمرقندی : بخش دوم قطعات
شمارهٔ ۵ - حجام زاده
حجام زاده کودک پیروز شد چنانک
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۷ - بی‌تحفه نبرد اگرچه زین خسته نهاد
بی‌تحفه نبرد اگرچه زین خسته نهاد
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۶۱ - زد کلوخی بر هباک آن فزاک
زد کلوخی بر هباک آن فزاک
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٠٧ - بتجرید در شهر من شهره ام
بتجرید در شهر من شهره ام
کوهی : غزلیات
شماره ۴۹ - کون جامع جسم و جان آدم است
کون جامع جسم و جان آدم است
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۶۹ - شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن
شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۲۸ - بیگانه و آشنایی خویش توی
بیگانه و آشنایی خویش توی
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۳۲ - ای دل تو گر از غبار تن پاک شوی
ای دل تو گر از غبار تن پاک شوی
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶ - تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را
تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۷۹ - ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۶ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ الآیة... هر دین که نه اسلام، باطل است. هر عمل که نه اتّباع سنّت، تخم حسرت است. اسلام درخت است، سنّت آبشخور آن، و ایمان ثمره آن، و حق جلّ شأنه نشاننده آن و پروراننده آن. و این چشمه سنّت مدد که میگیرد از عنایت الهى میگیرد. اگر العیاذ باللّه آن عنایت باز گیرد چشمه خشک شود، و شجره معطّل و عقیم گردد، و نیز ثمره ایمان ندهد، و بر شرف زوال و هلاک بود. این مثل آن گروه است که مرتدّ شدند و از اسلام برگشتند، باز چون عنایت ربّانى سابق بود و چشمه سنّت مدد دهد، از کلمه طیّبه آن شجره را فرع سازند، و از عقیده پاکیزه ثمره‏اى سازند، و آن فرع را از آسمان هدایت مصعد سازند، و ثمره آن در حال حیاة و مماة مستدام گردانند. تا هرگز منقطع نگردد. این است که ربّ العالمین بر طریق مثل گفت: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ، أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها. و گفته‏اند: اسلام بضرب مثل، چراغى است از نور اعظم برافروخته، و از نور سنّت مادّت و پرورش آن پدید کرده، و الیه الاشارة بقوله عزّ و جلّ: أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ میگوید: هر سینه‏اى که ربّ العزّت چراغ اسلام اندر آن سینه بر افروخت، مدد گاهى از نور سنّت آن را پدید آورد، تا همواره آن سینه آراسته و افروخته بود. پس هر که را از سنّت شمّه‏اى نیست، وى را در اسلام بهره‏اى نیست.
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۸۸ - اندر سرم ار عقل و تمیز است توئی
اندر سرم ار عقل و تمیز است توئی
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۲۰ - و ماه روزه درآمد و روزه بگرفتند. و سلطان مسعود حرکت کرد از نشابور در نیمه ماه رمضان این سال، و هم این روز فرمود تا قاضی صاعد را و پسرانش را و سید بو م
و ماه روزه درآمد و روزه بگرفتند. و سلطان مسعود حرکت کرد از نشابور در نیمه ماه رمضان این سال، و هم این روز فرمود تا قاضی صاعد را و پسرانش را و سید بو محمد علوی را و بو بکر محمشاد را و قاضی شهر و خطیب را خلعتها دادند. و امیر بهرات آمد دو روز مانده ازین ماه و در کوشک مبارک‌ فرود آمد و آنجا عیدی کرد که اقرار دادند که چنان عید هیچ ملک نکرده است. خوانی نهاده بودند سلطان را در آن بنای نو که در باغ عدنانی‌ ساخته بودند و خوانهای دیگر نهاده بودند در باغ عدنانی، سرهنگان تفاریق‌ و خیلتاشان‌ را بر آن خوان [ها] بنشاندند و شعرا شعر میخواندند. و در میان نان خوردن بزرگان درگاه که بر خوان سلطان بودند، بر پای‌ خاستند و زمین بوسه دادند و گفتند: پنج و شش ماه گذشت تا خداوند نشاط شراب نکرده است و اگر عذری بود گذشت و کارها بر مراد است، اگر رأی بزرگ خداوند بیند، نشاط فرماید . سلطان اجابت کرد و شراب خواست و بیاوردند و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنانکه همگان خرّم بازگشتند مگر سپاه سالار که هرگز شراب نخورده بود.
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۰۳ - در آتشم فکند که بی دود و دم نشین
در آتشم فکند که بی دود و دم نشین
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۷۴ - در ساز فغانم ره آواز غلط شد
در ساز فغانم ره آواز غلط شد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۳ - یارب ز گناه خویش شرمنده منم
یارب ز گناه خویش شرمنده منم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۹ - یک دم بی می نمی توان بود
یک دم بی می نمی توان بود