خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شخصی که در ظاهر پارسا بود، با دیدن یک فرد یهودی، به او حمله کرد و پیراهنش را گرفت. یهودی با خجالت گفت که اشتباه کرده و از او طلب بخشش کرد. سپس یهودی با شکرانه گفت که آنچه که شخص پنداشته بود، درست نبوده است.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی است که برای درک و تحلیل نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوعات دینی و تعاملات اجتماعی مطرح شده در متن برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و آموزنده است.
حکایت - یکی کرد بر پارسایی گذر
یکی کرد بر پارسایی گذر
به صورت جهود آمدش در نظر ۱
قفایی فرو کوفت بر گردنش
ببخشید درویش پیراهنش ۲
خجل گفت کانچ از من آمد خطاست
ببخشای بر من، چه جای عطاست؟ ۳
به شکرانه گفتا به سر بیستم
که آنم که پنداشتی نیستم ۴
به صورت جهود آمدش در نظر ۱
قفایی فرو کوفت بر گردنش
ببخشید درویش پیراهنش ۲
خجل گفت کانچ از من آمد خطاست
ببخشای بر من، چه جای عطاست؟ ۳
به شکرانه گفتا به سر بیستم
که آنم که پنداشتی نیستم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - برهنه تنی یک درم وام کرد
گوهر بعدی:حکایت - ز ره باز پس ماندهای میگریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.