خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصی که در سختیهای زندگی گرفتار شده است، از سرنوشت خود شکایت میکند. او از گرمای مشکلاتی که تحمل کرده و ناپختگی خود در مواجهه با سختیها میگوید. سپس فردی به او توصیه میکند که به جای شکایت، شکرگزار باشد زیرا او مانند دیگران در بند مشکلات نیست.
این متن دارای مفاهیم فلسفی و اندرزی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مفاهیم عمیق و پیچیدهی آن ارتباط برقرار کنند.
حکایت - برهنه تنی یک درم وام کرد
برهنه تنی یک درم وام کرد
تن خویش را کسوتی خام کرد ۱
بنالید کای طالع بدلگام
به گرما بپختم در این زیر خام ۲
چو ناپخته آمد ز سختی به جوش
یکی گفتش از چاه زندان، خموش ۳
بجای آور، ای خام، شکر خدای
که چون ما نهای خام بر دست و پای ۴
تن خویش را کسوتی خام کرد ۱
بنالید کای طالع بدلگام
به گرما بپختم در این زیر خام ۲
چو ناپخته آمد ز سختی به جوش
یکی گفتش از چاه زندان، خموش ۳
بجای آور، ای خام، شکر خدای
که چون ما نهای خام بر دست و پای ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - یکی را عسس دست بر بسته بود
گوهر بعدی:حکایت - یکی کرد بر پارسایی گذر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.