خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شخصی که دستبسته و پریشان بود، در شب تاریک صدای ناله فردی تنگدست را شنید. دزد دستبسته به او گفت که به جای ناله، شکرگزار باشد که دستهایش مانند او بسته نشده است و از بینوایی دیگران عبرت بگیرد.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی است که برای درک بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم انتزاعی مانند عبرتآموزی و شکرگزاری برای کودکان زیر 12 سال ممکن است چالشبرانگیز باشد.
حکایت - یکی را عسس دست بر بسته بود
یکی را عسس دست بر بسته بود
همه شب پریشان و دلخسته بود ۱
به گوش آمدش در شب تیره رنگ
که شخصی همی نالد از دست تنگ ۲
شنید این سخن دزد مغلول و گفت
ز بیچارگی چند نالی؟ بخفت ۳
برو شکر یزدان کن ای تنگدست
که دستت عسس تنگ بر هم نبست ۴
مکن ناله از بینوایی بسی
چو بینی ز خود بینواتر کسی ۵
همه شب پریشان و دلخسته بود ۱
به گوش آمدش در شب تیره رنگ
که شخصی همی نالد از دست تنگ ۲
شنید این سخن دزد مغلول و گفت
ز بیچارگی چند نالی؟ بخفت ۳
برو شکر یزدان کن ای تنگدست
که دستت عسس تنگ بر هم نبست ۴
مکن ناله از بینوایی بسی
چو بینی ز خود بینواتر کسی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت سلطان طغرل و هندوی پاسبان
گوهر بعدی:حکایت - برهنه تنی یک درم وام کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.