خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر در فراق معشوق است. او از درد دوری، شوق دیدار و تأثیرات عشق بر دلش میگوید. تصاویری مانند شمع سوخته، کلبه تاریک و مرغ اسیر قفس، عمق غم و اشتیاق او را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و برخی اشارات عرفانی (مانند خضر و وادی وصل) نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۰۶ - امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
با دل نمک لعل لبش داغ جگر بود ۱
در کلبه تاریک من از فیض محبت
شمعی که شب هجر تو می سوخت سحر بود ۲
بستیم چو رخت سفر از کوی فراغت
چیزی که فراموش شد اول غم سر بود ۳
شد ترک وطن خضر ره وادی وصلش
طوف حرم اول قدم شوق سفر بود ۴
از دل بر او نامه به یک چشم زدن برد
با مرغ نظر جرأت پرواز دگر بود ۵
در کاسه ز خشم دلم از سوز محبت
آب دم شمشیر و نمک شیر و شکر بود؟ ۶
هرگز غم پرواز ندانست اسیرت
چاک قفس مرغ دلش چاک جگر بود ۷
با دل نمک لعل لبش داغ جگر بود ۱
در کلبه تاریک من از فیض محبت
شمعی که شب هجر تو می سوخت سحر بود ۲
بستیم چو رخت سفر از کوی فراغت
چیزی که فراموش شد اول غم سر بود ۳
شد ترک وطن خضر ره وادی وصلش
طوف حرم اول قدم شوق سفر بود ۴
از دل بر او نامه به یک چشم زدن برد
با مرغ نظر جرأت پرواز دگر بود ۵
در کاسه ز خشم دلم از سوز محبت
آب دم شمشیر و نمک شیر و شکر بود؟ ۶
هرگز غم پرواز ندانست اسیرت
چاک قفس مرغ دلش چاک جگر بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۵ - یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
گوهر بعدی:شماره ۶۰۷ - چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.