خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه از صائب تبریزی، بیانگر درد و سوز عشق، نگاه معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق است. شاعر از سوختن دل، نگاههای معشوق و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان خود سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۷۹۶ - تا رخ از باده گلرنگ برافروخته ای

تا رخ از باده گلرنگ برافروخته ای
جگر لاله عذاران چمن سوخته ای ۱

نیست صیدی که دلش زخمی مژگان تو نیست
گرچه از شرم و حیا باز نظر دوخته ای ۲

می توانی به نگاهی دو جهان را دل داد
اینقدر دل که تو بر روی هم اندوخته ای ۳

مژه در دیده نظارگیان خواهد سوخت
این چراغی که تو از چهره برافروخته ای ۴

سوزنی نیست که در خرقه ما نشکسته است
چه نظر بر دل صد پاره ما دوخته ای؟ ۵

می شود کار دو عالم چو به یک شیوه تمام
اینقدر شیوه تو از بهر چه آموخته ای؟ ۶

من کجا هجر کجا، ای فلک بی انصاف
به همین داغ بسوزی که مرا سوخته ای! ۷

می دهد بوی دل سوخته صائب سخنت
می توان یافت درین کار نفس سوخته ای ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷۹۵ - تا ز رخسار چو مه پرده برانداخته ای
گوهر بعدی:غزل ۶۷۹۷ - روی دل با همه کس در همه جا داشته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.