سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۱۲ - خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود
خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود، درهایِ آسمان بر زمین بسته و فریادِ اهلِ زمین به آسمان پیوسته. محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۴۸ - خواجه علی طرسوسی خُسُر شیخ بود و بر سفره هم کاسۀ شیخ بودو شیخ آداب و سنن نان خوردن بوی میآموختی. یک شب خواجه علی کاسه پاکیزه میکرد، شیخ گفت این چیست
خواجه علی طرسوسی خُسُر شیخ بود و بر سفره هم کاسۀ شیخ بودو شیخ آداب و سنن نان خوردن بوی میآموختی. یک شب خواجه علی کاسه پاکیزه میکرد، شیخ گفت این چیست؟ از شره بُنِ کاسه فروخواهی برد! دیگر شب چون سفره مینهادند خواجه علی جای دیگر نشست، چون به سفره آمد گفت خواجه علی را نمیبینم گفتند ای شیخ او به پای سفره است شیخ گفت به بالاآی که بار تو ما کشیم به از آنکه دیگران. مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۸ - هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
هر روزْ بِگَه ای شَهِ دِلْدار دَرآیی امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۵۱ - زهی از خطت نرخ عنبر شکسته
زهی از خطت نرخ عنبر شکسته مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۳۵ - بیا تا قدر همدیگر بدانیم
بیا تا قَدْرِ همدیگر بدانیم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۸۹ - ای خودآرا ترسم از پهلوی دلآزاریت
ای خودآرا ترسم از پهلوی دلآزاریت عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۸۳ - عزم عشق دلستانی داشتم
عزم عشق دلستانی داشتم عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ابومحمد مرتعش قدس الله روحه العزیز
آن به جان سابق معنی آن بتن لایق تقوی آن سالک بساط وجدان پرورش شیخ ابومحمد مرتعش رحمةالله علیه از بزرگان مشایخ و معتبران اهل تصوف بود و مقبول اکابر و سفرها بتجرید کرده و بخدمتهاء شایسته معروف و مشهور طوایف بود و بریاضات و مجاهدات مخصوص و از حیرهٔ نیشابور بود ابوحفص را دیده بود و با ابوعثمان و جنید صحبت داشته و مقام اودر شونیزیه بود و در بغداد وفات کرد. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۷۹ - از هر که گشت محو تو مستور نیستی
از هر که گشت محو تو مستور نیستی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۷ - به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن
به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۳ - گفتم پس از آنهمه طلبهای درست
گفتم پس از آنهمه طلبهای درست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۷ - بندار رازی
اسمش خواجه کمال الدین و از اهل قهستان ری و صاحب اسماعیل بن عباد مربی وی. با مجد الدولهٔ دیلمی معاصر و در همهٔ فنون کمالات قادر. اشعار عربی و فارسی و دیلمی گفته و گوهر معانی به مشقت اندیشه سفته. ظهیر فاریابی که ازمعارف شعر است، او را مدیح سراست. غرض، فاضلی رفیع القدر و فرزانهای وسیع الصدر بوده. این چند بیت از اوست: مولوی : غزلیات
غزل ۸۰۰ - گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۳۹ - بدرود
ای روی نکو سلامتت باد جامی : دفتر اول
بخش ۸۸ - انتقال از استعاذه به بسمله
چون زبان و جنان و ارکان را سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - مرغابی چیست
چیست مرغابی فراخته بال حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۴۱ - هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت
هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۲۱ - ای کرده مرا خنده خریش همه کس
ای کرده مرا خنده خریش همه کس صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۰۶ - ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب
ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۴۴ - ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
حکایت ۱۲ - خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود
خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود، درهایِ آسمان بر زمین بسته و فریادِ اهلِ زمین به آسمان پیوسته. محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۴۸ - خواجه علی طرسوسی خُسُر شیخ بود و بر سفره هم کاسۀ شیخ بودو شیخ آداب و سنن نان خوردن بوی میآموختی. یک شب خواجه علی کاسه پاکیزه میکرد، شیخ گفت این چیست
خواجه علی طرسوسی خُسُر شیخ بود و بر سفره هم کاسۀ شیخ بودو شیخ آداب و سنن نان خوردن بوی میآموختی. یک شب خواجه علی کاسه پاکیزه میکرد، شیخ گفت این چیست؟ از شره بُنِ کاسه فروخواهی برد! دیگر شب چون سفره مینهادند خواجه علی جای دیگر نشست، چون به سفره آمد گفت خواجه علی را نمیبینم گفتند ای شیخ او به پای سفره است شیخ گفت به بالاآی که بار تو ما کشیم به از آنکه دیگران. مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۸ - هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
هر روزْ بِگَه ای شَهِ دِلْدار دَرآیی امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۵۱ - زهی از خطت نرخ عنبر شکسته
زهی از خطت نرخ عنبر شکسته مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۳۵ - بیا تا قدر همدیگر بدانیم
بیا تا قَدْرِ همدیگر بدانیم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۸۹ - ای خودآرا ترسم از پهلوی دلآزاریت
ای خودآرا ترسم از پهلوی دلآزاریت عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۸۳ - عزم عشق دلستانی داشتم
عزم عشق دلستانی داشتم عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ابومحمد مرتعش قدس الله روحه العزیز
آن به جان سابق معنی آن بتن لایق تقوی آن سالک بساط وجدان پرورش شیخ ابومحمد مرتعش رحمةالله علیه از بزرگان مشایخ و معتبران اهل تصوف بود و مقبول اکابر و سفرها بتجرید کرده و بخدمتهاء شایسته معروف و مشهور طوایف بود و بریاضات و مجاهدات مخصوص و از حیرهٔ نیشابور بود ابوحفص را دیده بود و با ابوعثمان و جنید صحبت داشته و مقام اودر شونیزیه بود و در بغداد وفات کرد. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۷۹ - از هر که گشت محو تو مستور نیستی
از هر که گشت محو تو مستور نیستی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۷ - به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن
به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۳ - گفتم پس از آنهمه طلبهای درست
گفتم پس از آنهمه طلبهای درست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۷ - بندار رازی
اسمش خواجه کمال الدین و از اهل قهستان ری و صاحب اسماعیل بن عباد مربی وی. با مجد الدولهٔ دیلمی معاصر و در همهٔ فنون کمالات قادر. اشعار عربی و فارسی و دیلمی گفته و گوهر معانی به مشقت اندیشه سفته. ظهیر فاریابی که ازمعارف شعر است، او را مدیح سراست. غرض، فاضلی رفیع القدر و فرزانهای وسیع الصدر بوده. این چند بیت از اوست: مولوی : غزلیات
غزل ۸۰۰ - گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۳۹ - بدرود
ای روی نکو سلامتت باد جامی : دفتر اول
بخش ۸۸ - انتقال از استعاذه به بسمله
چون زبان و جنان و ارکان را سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - مرغابی چیست
چیست مرغابی فراخته بال حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۴۱ - هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت
هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۲۱ - ای کرده مرا خنده خریش همه کس
ای کرده مرا خنده خریش همه کس صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۰۶ - ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب
ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۴۴ - ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را