نهج البلاغه : حکمت ها
اهمیت محاسبه نفس و عبرت گرفتن
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۳۵ - وصل او مانده چرا دولت دنیا طلبید
وصل او مانده چرا دولت دنیا طلبید فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۸ - سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت
سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۵۵ - گر دل ندهی، از تو شکایت کنمی
گر دل ندهی، از تو شکایت کنمی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۷۷ - برخیز و مخور غم جهان گذران
برخیز و مخور غم جهان گذران فخرالدین عراقی : فصل هشتم
حکایت - بود صاحبدلی به دانش و هوش
بود صاحبدلی به دانش و هوش قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۲۸ - اکنون که در رزق گشادست خداوند
اکنون که در رزق گشادست خداوند عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب چهل و دوم: اندر آیین و شرط پادشاهی
بدان ای پسر که اگر پادشاه باشی پارسا باش و چشم و دست از حرم مردمان دور دار و پاک شلوار باش، که پاک شلواری پاک دینی است و در هر کاری رای را فرمانبردار خود کن و هر کاری که بخواهی کرد با خرد مشورت کن، که وزیر پادشاهی خردست و تا روی درنگ بینی شتاب زدگی مکن و هر کاری که درخواهی شدن نخست شمار بیرون آمدن آن برگیر و تا آخر نبینی اول مبین و در همه کاری مدارا نگاه دار و هر کاری که بمدارا برآید جز بمدارا پیش مبر و بیداد پسند مباش و همه کارها و سخنها را بچشم داد بین، تا در همه کارها حق و باطل بتوانی دیدن، که چون پادشاه چشم خردمندی گشاده ندارد طریق حق و باطل بر وی گشاده نشود، همیشه راست گوی باش ولیکن کم گوی و کم خنده باش، تا کهتران تو با تو دلیر نگردند، که گفته اند که: بدترین کاری پادشاه را دلیری رعیت و نافرمانی حاشیت باشد و عطایی که ازو بباید بمستحقان برسد و عزیز دیدار باش، تا بچشم رعیت و لشکری خوار نگردی و زینهار خویشتن را خوار مدار و بر خلقان حق تعالی رحیم باش؛ اما بر بیرحمان رحمت مکن و بخشایش عادت مکن، ولکن بسیاست باش، خاصه با وزیر خویش، البته خویشتن را تسلیم القلبی بوزیر خویش منمای و یکباره محتاج رای او مباش و هر سخنی که وزیر بگوید در باب کسی و طریقی که نماید بشنو، اما در وقت اجابت مکن، بگوی: که تا بنگریم، آنگاه چنانک باید بفرماییم؛ بعد از آن تفحص آن کار بفرمای کردن، تا در آن کار صلاح تو میجوید یا نفع خویش، چون معلوم کردی آنگاه چنانک صواب بینی جواب میده، تا ترا زبون رای خویش نداند. هر کس را که وزارت دادی در وزارت او را تمکینی تمام کن، تا کارها و شغل و مملکت تو فرو بسته نماند {و اگر پیر باشی یا جوان وزیر پیر دار و جوان را وزارت مده، از آنکه گفته اند اندرین باب، ع: نظام قاری : فردیات
شماره ۳ - بر در چاک پس چو سر بنهی
بر در چاک پس چو سر بنهی مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۳۶ - این خر جبلتان که قدم بر قدم نهند
این خر جبلتان که قدم بر قدم نهند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۲۴۹ - خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم
خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۶۶ - نارگی می جنبدم در تن چو چنگ
نارگی می جنبدم در تن چو چنگ شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس
ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس احمد شاملو : لحظهها و همیشه
ميان ِ ماندن و رفتن...
ميان ِ ماندن و رفتن حکايتي کرديم سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳ - اگر دل است به جان میخرد هوای تو را
اگر دل است به جان میخرد هوای تو را ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۴۴ - ای دل تا کی مصیبتافزا گردی
ای دل تا کی مصیبتافزا گردی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۱۶ - از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
از کرم جان عزیزم بر جانانه برید خیام : رباعیات
رباعی ۴۷ - می نوش که عمر جاودانی اینست
می نوش که عمر جاودانی اینست صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۷ - آیت کبری
ای بشر ای آیت کبرای حق رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۷۹ - بانگ کردمت، ای فغ سیمین
بانگ کردمت، ای فغ سیمین
اهمیت محاسبه نفس و عبرت گرفتن
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۳۵ - وصل او مانده چرا دولت دنیا طلبید
وصل او مانده چرا دولت دنیا طلبید فیض کاشانی : رباعیات
رباعی ۸ - سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت
سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۵۵ - گر دل ندهی، از تو شکایت کنمی
گر دل ندهی، از تو شکایت کنمی کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۷۷ - برخیز و مخور غم جهان گذران
برخیز و مخور غم جهان گذران فخرالدین عراقی : فصل هشتم
حکایت - بود صاحبدلی به دانش و هوش
بود صاحبدلی به دانش و هوش قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۲۸ - اکنون که در رزق گشادست خداوند
اکنون که در رزق گشادست خداوند عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب چهل و دوم: اندر آیین و شرط پادشاهی
بدان ای پسر که اگر پادشاه باشی پارسا باش و چشم و دست از حرم مردمان دور دار و پاک شلوار باش، که پاک شلواری پاک دینی است و در هر کاری رای را فرمانبردار خود کن و هر کاری که بخواهی کرد با خرد مشورت کن، که وزیر پادشاهی خردست و تا روی درنگ بینی شتاب زدگی مکن و هر کاری که درخواهی شدن نخست شمار بیرون آمدن آن برگیر و تا آخر نبینی اول مبین و در همه کاری مدارا نگاه دار و هر کاری که بمدارا برآید جز بمدارا پیش مبر و بیداد پسند مباش و همه کارها و سخنها را بچشم داد بین، تا در همه کارها حق و باطل بتوانی دیدن، که چون پادشاه چشم خردمندی گشاده ندارد طریق حق و باطل بر وی گشاده نشود، همیشه راست گوی باش ولیکن کم گوی و کم خنده باش، تا کهتران تو با تو دلیر نگردند، که گفته اند که: بدترین کاری پادشاه را دلیری رعیت و نافرمانی حاشیت باشد و عطایی که ازو بباید بمستحقان برسد و عزیز دیدار باش، تا بچشم رعیت و لشکری خوار نگردی و زینهار خویشتن را خوار مدار و بر خلقان حق تعالی رحیم باش؛ اما بر بیرحمان رحمت مکن و بخشایش عادت مکن، ولکن بسیاست باش، خاصه با وزیر خویش، البته خویشتن را تسلیم القلبی بوزیر خویش منمای و یکباره محتاج رای او مباش و هر سخنی که وزیر بگوید در باب کسی و طریقی که نماید بشنو، اما در وقت اجابت مکن، بگوی: که تا بنگریم، آنگاه چنانک باید بفرماییم؛ بعد از آن تفحص آن کار بفرمای کردن، تا در آن کار صلاح تو میجوید یا نفع خویش، چون معلوم کردی آنگاه چنانک صواب بینی جواب میده، تا ترا زبون رای خویش نداند. هر کس را که وزارت دادی در وزارت او را تمکینی تمام کن، تا کارها و شغل و مملکت تو فرو بسته نماند {و اگر پیر باشی یا جوان وزیر پیر دار و جوان را وزارت مده، از آنکه گفته اند اندرین باب، ع: نظام قاری : فردیات
شماره ۳ - بر در چاک پس چو سر بنهی
بر در چاک پس چو سر بنهی مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۳۶ - این خر جبلتان که قدم بر قدم نهند
این خر جبلتان که قدم بر قدم نهند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۲۴۹ - خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم
خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۶۶ - نارگی می جنبدم در تن چو چنگ
نارگی می جنبدم در تن چو چنگ شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس
ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس احمد شاملو : لحظهها و همیشه
ميان ِ ماندن و رفتن...
ميان ِ ماندن و رفتن حکايتي کرديم سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳ - اگر دل است به جان میخرد هوای تو را
اگر دل است به جان میخرد هوای تو را ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۴۴ - ای دل تا کی مصیبتافزا گردی
ای دل تا کی مصیبتافزا گردی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۱۶ - از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
از کرم جان عزیزم بر جانانه برید خیام : رباعیات
رباعی ۴۷ - می نوش که عمر جاودانی اینست
می نوش که عمر جاودانی اینست صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۷ - آیت کبری
ای بشر ای آیت کبرای حق رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۷۹ - بانگ کردمت، ای فغ سیمین
بانگ کردمت، ای فغ سیمین